آمار آیا توسعه در کنیا از حرکت بازمانده است؟ - باغ مخفی
X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : چهارشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1386 در ساعت 06:30 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : آیا توسعه در کنیا از حرکت بازمانده است؟

ژان میشل سورینو

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

 

یک ماه پیش از این کنیا گرفتار یک انفجار ناگهانی از خشونت پس از انتخابات گردید که نزدیک به یک هزار کشته و صدها هزار آواره از خود به جای گذارده و شدت و ابعاد خشونت آن جهان را به شگفتنی واداشت.

 

البته کنیا قبلاً نیز دروه های پرتنش انتخاباتی را تجربه کرده بود و دشواری های بسیاری که کشور با آنها روبرو است را چنانچه کسی اطلاعاتی از اوضاع این قاره داشته به خوبی از آنها آگاه است. لیکن در این چند سال اخیر ابتدا به نظر می رسید که اوضاع کنیا بر وفق مراد است. مبارزات انتخاباتی سال جاری در آغاز به طرزی استثنایی به آرامی و بدون تنش به جلو     می رفت و میلیون ها شهروند کنیایی در 27 دسامبر در انتخابات شرکت کردند و آنهم در شرایطی که در بعضی نقاط مجبور بودند برای آن که رای خود را به صندوق ها بیندازند ساعت های طولانی در صف ها به انتظار بمانند.

حتی شاید بتوان با اطمینان گفت که اصولاً کنیا به عنوان « دانش آموز » نمونه در عرصه توسعه و تکامل خود را نشان داده بود و گاهی به عنوان نمادی از رنسانس آفریقا نگریسته   می شد. مجموعه ای از اصلاحات قانونی و حقوقی و بلندپروازانه از جهت اقتصاد کلان تحت عنوان Kenya Vision 2030  در همکاری بسیار نزدیک با بانگ جهانی به انجام رسیده بود.

کنیا که توسط کشورهای اهدا کننده ی کمک های مالی بسیار مورد احترام بود در سال 2006 نزدیک به یک میلیارد دلار کمک های مالی دریافت کرد ـ افزایشی در حد 250 درصد در مقایسه با سال 2002. باغبانی بسیار پررونق و صنعت توریسم این کشور به عنوان الگویی برای دیگر کشورهای آفریقایی که در تلاش برای ادغام شدن در تجارت جهانی بودند نگریسته می شد. رشد اقتصاد کشور که در چهار سال گذشته به طور متوسط 5/5 درصد بود  و باعث ایجاد حرکت هایی در اقتصاد کشورهای همسایه شده بود به نظر می رسید به اثبات رسانده است که در آفریقا نیز پیشرفت میسر است، حتی بدون داشتن منابع فسیلی و معادن قابل توجه. اما امروز این معجزه اقتصادی دیگر به طور کامل پا در هوا مانده است.

البته نمی توان گفت که همه چیز از دست رفته و دلایل روشنی وجود دارد که باور کنیم مردم کنیا بالاخره بر بحران سیاسی غلبه خواهند کرد و کشور را به مسیر امیدوار کننده ی قبلی باز خواهند گرداند. با این وجود از آنجا که ما در لبه پرتگاه ایستاده ایم ارزش دارد که ارزیابی مجددی از فرضیات خود در این باره داشته باشیم که پیشرفت و توسعه اجتماعی ـ اقتصادی از آنجا که فقر خود عاملی برای ایجاد مناقشه های اجتماعی است باید به پروراندن ثبات سیاسی و کاهش توسل به خشونت بینجامد.

اولین درسی که ما باید از ناآرامی های داخلی در کنیا بگیریم این است که توسعه هرچقدر هم که به خوبی برنامه ریزی و هدایت شده باشد نمی تواند حلال تمامی مشکلات باشد. بعضی تنش ها عمیقاً در جامعه ریشه دوانیده است و ما برای صلح نیازمند بیش از آن چیزهایی هستیم که کارشناسان توسعه بتوانند از عهده اش برآیند. به موازات برنامه توسعه لازم است که برای حمایت از شیوه های حکومت داری بهتر نقش ویژه ای نیز برای دیپلماسی دوجانبه و چندجانبه در نظر گرفته شود.

در واقع توسعه خودش باعث ایجاد تنش هایی در جامعه می شود که می تواند تاثیر های مستقیمی بر ایجاد مناقشه های اجتماعی داشته باشد. تغییرات بسیار سریع در هویت جامعه در پیامد شهرنشیی، نفوذ فزاینده ی زنان در جامعه یا امکان استفاده از رسانه های خارجی معمولاً هنجارهای سنتی و شبکه های اجتماعی را تضعیف می کند. علاوه بر آنها رشد اقتصادی حد اقل در ابتدا به آنجا کشیده می شود که نابرابری ها در داخل یک کشور تقویت شود، زیرا بعضی گروه ها یا اشخاص از درآمدهای روبه افزایشی بهره مند می شوند و دیگران نه. با جابجایی مراکز سنتی قدرت، توسعه می تواند باعث ایجاد رنجش و آزردگی در مردم شود. از اینجا تا آلت دست قرار دادن قومیت ها یک گام بیشتر فاصله نیست که البته بسیاری از رهبران سیاسی حاضر به برداشتن این گام هستند.

هرچند هیچ کدام از این ها رابطه میان توسعه و صلح را ابطال نمیکند یا همبستگی میان آنها را وارونه نمی سازد. هم در سطح خرد و هم کلان طرح های توسعه که اولین وظیفه آنها      « صدمه نرسان » است باید در باره تنش های پیچیده ای که جوامع در حال توسعه در معرض آنها قرار می گیرد از آگاهی و هوشیاری بیشتری برخوردار باشند. در کنیا نیز این احساس ظریف در سازمان ها و طرح های توسعه به حد کفایت وجود نداشت.   

و در نهایت فعالیت فزاینده ی اقتصادی که توسعه را به جریان می اندازد تنها شیوه ممکن برای کاستن از نابرابری ها به ویژه در شرایط رشد سریع جمعیت است: تقسیم عادلانه کیکی که رشد می کند بسیار ساده تر است تا کیکی که مرتب از آن قسمت هایی جدا می گردد.

علاوه بر آن رشد اقتصادی که پرسرعت است اما بد توزیع می شود می تواند توسط برنامه های همراهی شود که توجه را برکسانی متمرکز کند که در پیشرفت اقتصادی عقب مانده اند و به این ترتیب گلایه های مردم را کاهش دهد. تصادفی نیست که بیشتر خشونت های فعلی در کنیا در حلبی آباد های شهرهای بزرگ بوقوع پیوست و اگر توجه بیشتری به زننده ترین نابرابری های کشور از جهت دستیابی به آب سالم، سرپناه و ایجاد شغل شده بود شاید این مردم اکنون خشونت را به عنوان ابزارهایی برای تغییرات انتخاب نمی کردند.

باید درس های درستی از تاریخ معاصر کنیا بگیریم: پیشرفت اجتماعی و اقتصادی همواره بهترین ابزارها برای جلوگیری دراز مدت از مناقشه های اجتماعی است، لیکن رابطه میان رشد و ثبات سیاسی بسیار ظریف است و از آنچه معمولاً تصور می شود کمتر طولی است. توسعه راه حل معجزه آسایی برای جلوگیری از خشونت نیست و چه بسا خودش نارضایتی هایی به دنبال داشته باشد، به ویژه آن هنگام که بدون توجه به تغییرات ناگهانی که خود به دنبال می آورد انجام شود.

کنیا نمونه ای از شکست برنامه های توسعه نیست بلکه اتفاقاً مثال خوبی از جریان رو به شد آن است: پیچیده، قدرتمند و با این وجود شکننده.

 

Did Development Fail in Kenya? By Jean-Michel Severino.

Projecy Syndicate 2008.