آمار آزادی و هراس در اینترنت - باغ مخفی
X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
زمان ثبت : چهارشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1387 در ساعت 11:37 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : آزادی و هراس در اینترنت

پتر سینگر

برگردان علی محمد طباطبایی

تاریخ انتشار اولیه سه شنبه 9 اسفند 1384

 

 

اوایل این ماه گزارش گردید که بر اساس تقاضای حاکمان چین شرکت مایکروسافت تارنمای یک بلاگر چینی را که توسط یکی از سرورهای خدماتی مایکروسافت با نام MSN Spaces پشتیبانی می شد مسدود کرده است. ژائو جینگ یا همان بلاگر مورد نظر در باره ی اعتصاب روزنامه نگاران The Beijing News گزارش داده بود. این اعتصال پس از آن به راه افتاد که دولت سر دبیر مستقل آن روزنامه را اخراج کرد.

این اقدام مایکروسافت باعث ایجاد یک پرسش بسیار مهم می شود: آیا اینترنت می تواند حقیقتاً به وسیله ی ارتباطی برای آزادی بیان تبدیل شود، به نحوی که حکومت های مستبد نتوانند آن را با همان سهولت روزنامه ها، رادیو و تلویزیون مورد کنترل و نظارت قرار دهند؟ 

عجیب آن که بنیان گذار و رئیس شرکت مایکورسافت آقای بیل کیتس نیز در اصل خود را طرفدار پرشور یک چنین ایده ای برای اینترنت می شناسد. مثلاً وی در اکتبر سال گذشته چنین گفته بود: « امروزه دیگر راهی برای محدود کردن اطلاعات در مفهومی گسترده وجود ندارد، و به باور من اینترنت پیشرفت اعجاب انگیزی است که ما همگی باید از آن بسیار شادمان باشیم . . . این وسیله ای است برای گشودگی کامل و آزادی بی قید و شرط و همین ویژگی است که اینترنت را تا این اندازه استثنایی و مهم می سازد ».

علی رغم چنین شور و هیجانی مایکروسافت به مقامات چینی کمک می کند که به بهترین وجه ممکن جلوی اطلاعات آزاد را مسدود سازند. گفته می شود که خانمی از سخنگویان آن شرکت اظهار نظر نموده که مایکروسافت « سایت های بسیاری » را در چین مسدود کرده و ماه ها است که همه می دانند امکانات نرم افزاری مایکروسافت واژه هایی مانند « دموکراسی » و « حقوق بشر » را در عنوان های بلاگ ها فیلتر می کند. 

توجیه مایکروسافت این است که « باید از قوانین محلی و جهانی پیروی کند » آن هم در حالی که سایت های  MSN Spaces توسط سرورهایی پشتیبانی می شوند که در ایالات متحده جای دارند. بنابراین قوانین محلی مربوطه قاعدتاً باید قوانین ایالا متحده باشد و مطلب ژائو جینگ در باره ی اعتصاب روزنامه نگاران Beijing هیچ کدام از این قوانین را نقض نمی کند. 

گذشته از آن هیچ گونه قوانین جهانی که مردم چین را از مورد مباحثه قرار دادن رویدادهایی که دولت آن کشور ترجیح می دهد مردمش آنها را مورد بحث قرار ندهند وجود ندارد. برای مثال نیویورک تایمز آزاد است که گزارش خود از آن اعتصاب را منتشر کند آنهم با وجوی که دارای صفحه ی تارنما بر روی اینترنت است و هر کسی که به اینترنت آزاد درسترسی دارد می تواند آن را مطالعه کند. اگر حکومت چین نمی خواهد شهروندانش روزنامه های خارجی را بخوانند این به خود آنها بستگی دارد که چگونه باید از رسیدن مردم به آنها جلوگیری کنند اما خود آن روزنامه ها هیچگونه تعهدی ندارند که آن عمل را برای آنها انجام دهند.

بنابراین دفاع مایکروسافت ناموجه و غیر قابل قبول است. ما فقط می توانیم انگیزه های اصلی را حدس بزنیم که کمپانی مایکروسافت به خاطر آن ها تارنمای مورد بحث را مسدود کرده، اما چنین به نظر می رسد که هراس از پیامدهایی بر علیه منافع تجاری که آن شرکت در چین دارد به سهم خود عامل تعیین کننده ای بوده است.

البته هر موسسه تجاری می تواند و حتی لازم است که محدودیت هایی برای استفاده از خدماتش در نظر گیرد. خط مشی مطلق گرایانه که هیچ گونه محدودیتی را برای آزادی بیان نمی پذیرد با توجه به نمونه های نامطلوب نقش بر آب خواهد شد. آن گونه که بیل گیتس می گوید مایکروسافت استفاده از خدماتش را می تواند با توجه به چنین دلایلی متوقف کند: انتشار دستورالعمل هایی در باره ی طرز ساخت بمب های هسته ای، ارسال بیانیه های طرفداری از نازی ها به آلمان، یعنی به جایی که چنین موضوعاتی ممنوع هستند، و ترویج هرزه نگاری کودکان.

اما این مثال ها تا چه اندازه به بحث اصلی مربوط هستند؟ جان استوارت میل در دفاع کلاسیک خود از آزادی بیان در کتاب « در باره ی آزادی » چنین استدلال می کند که مهم ترین دلیل برای آزادی بیان حمایت و پشتیبانی از رقابت میان متنوع ترین دامنه ی ممکن میان اندیشه ها است و این که مباحثه های بدون نظارت و آزاد خود بهترین راه برای آزمودن چنین اندیشه هایی خواهد بود. هنگامی که حکومت اندیشه ها را از انتقاد دیگران حراست کند در واقع آنها را به عقاید جزمی و بی روح و صلب تبدیل می کند آنهم بدون توجه به ماهیت واقعی آن اندیشه ها.

چنانچه ما با این نظر میل موافق باشیم، آنگاه فقط یکی از نمونه های بیل گیتس در مقوله ی بیان اندیشه قرار می گیرد که باید مورد حراست قرار گیرد. دستور العمل های ساخت بمب هسته ای فن آوری هستند و نه اندیشه. هرزه نگاری کودکان نیز بیان ایده ها نیست. از این رو می توانیم هر دوی آنها را محدود کنیم بدون آن که استدلال میل را نقض کرده باشیم. (از طرف دیگر مقاله ای که مدعی است در کار افراد بالغی که گرایش به به روابط جنسی با کودکان دارند هیچ اشکالی وجود ندارد و چنین رفتاری باید مجاز باشد بیان اندیشه است و از این رو نباید مشمول سانسور شود، حال هرچقدر هم که به باور ما این ایده زیان آور و مخرب است).

مسئله ساز ترین مثال گیتس از میان آن سه، بیانیه های طرفداران نازی ها بر روی سایت هایی است که متوجه آلمان است. درک این موضوع که چرا آلمان مایل به ممنوع کردن چنین بیانیه هایی است چندان دشوار نیست. در بسیاری از کشورها قوانینی وجود دارد که تحریک مردم به تنفر نژادی را ممنوع کرده است. در هماهنگی با دفاع میل از آزادی، چنین قوانینی هنگامی موجه هستند که دقیقاً بر تحریک تنفر و نه بر سرکوب عقاید وبیان متوجه باشند. لیکن هرچقدر هم که آن عقاید بد باشند، سوی آنها متوجه به توانایی های روشنفکرانه مردم است.

مدافعین ممنوع کردن ایده های نازی ها می توانند چنین استدلال کنند که این ایده ها برای ایجاد یک جامعه ی بهتر مورد آزمون قرار گرفته ـ و در وحشت انگیزترین شیوه های قابل تصور ـ ناکام مانده است. با این وجود بهترین نشانه ی ممکن برای آن که ثابت شود آلمان بر گذشته نازی خود غلبه یافته توجه قوانین آن کشور بر تحریک تنفر نژادی است و نه بر نازیسم به طور کل.  

در هر حال سرکوب گزارشگری شفاف در چین و گفتگوی رویدادهای روزانه در این کشور منع یک ایدئولوژی سیاسی بی اعتبارشده نیست، بلکه بحث سیاسی باز برای اطلاع رسانی است. اگر بیل گیتس واقعاً بر این باور است که اینترنت باید وسیله ای برای انتقال آزادی باشد، او باید تضمین کند که مایکروسافت دیگر درکار های زشت حکومت چین نقشی به عهده نمی گیرد.

 

پتر سینگر پروفسور اخلاق زیستی در دانشگاه پرینستون است. کتاب های اخیر او « نوشتارهایی در باره ی زندگی اخلاقی » و « یک جهان » است. وی در حال حاضر مشغول نگارش کتاب جدیدی در باره ی مواد غذایی و اخلاق است. 

 

 

1: Fear and Freedom on the Internet by Peter Singer.

Project Syndicate 2006.