آمار رُکوکو (رمانتیک ها) - باغ مخفی
X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
زمان ثبت : سه‌شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1387 در ساعت 10:56 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : رُکوکو (رمانتیک ها)

  

 

تصویر شماره یک: نمایی از Salon de la Princesse   در پاریس ساخته شده توسط آرشیتکت معروف فرانسوی (1754 ـ 1667)

 

  

   در سال 1715 ، بلافاصله پس از مرگ لویی چهاردهم در فرانسه احساس آزادی بر همه چیز مسلط گشت. اشراف که اکنون دیگر از نظارت شدید وزرای پادشاه در ورسای آزاد شده بودند به پاریس مهاجرت نموده و در آنجا خانه های بزرگی برای شیوه ی زندگانی سراسر تفریح و لذت بر پا کردند. در پی آنها ساخت سالن هائی برای تئاتر و کنسرت موسیقی آغاز گردید، بطوریکه پاریس به جای ورسای به مرکز فرهنگی و هنری فرانسه تبدیل گشت. می توان گفت که این تا حدی به خاطر عکس العمل در برابر دربار ملوکانه ی مبتنی بر سبک باروک بود که حالا می بایست سبک زیبا و جدیدی برای تزئیــن خانه های بزرگ شـهری اشراف در پاریس بوجـود آید. ابعاد کلی آنها طبیعتاً کوچکتر از کاخ ها و قصر های روستایی باروک بود. مشخصه این سبک  تزئینی که بر اساس رُکای ، یعنی صدف ها یا سنگ های صاف کوچک برای پوشاندن مغارهای کم عمق رکوکو نامیده شد خطوط فرفری و در هم پیچیده بود که در آرابسک های زیبا [خطوط مواجِ نقش و نگار دار هندسی پیچیده به سبک اسلامی] با انحنایی ملایم به داخل خود باز می گشت. در شرایطی که تزئینات باروک می بایست بیننده را متحیر و مغلوب خـود نماینـد، تزئینات ساده تر رکوکو خود را در پس پرده مخفی می نـمود و همـه چــیز به سـوی شادی و بی خیالی گرایش داشت. در تزئینات داخلی، این سبک از دو رنگ سـفید و طلایـی استفاده ی بیشتری می نمود و آنها را مورد تاکید قرار می داد. برای پنجره های بزرگ و لوستر های کریستال نیز این سبک برتری خاصی قائل بود. مبلمان روکوکو از زیبایی و ظرافت شکننده ای برخوردار بود و بر خلاف سبک باروک دیوار ها توسط ستون های دیواری و سقف های شیب دار دو طرفه تقسیم نمی شدند، بلکه سطحی صاف و باروح داشتند که با تزئینات ظریفی از طلا و تابلو های زیبا آراسته می شدند (تصویر شماره 1).

تزئین در سبک رکوکو آراستگی زیبا و مصنوعی بوجود آورد که انجامش مهارت و کاردانی زیاد می طلبید. ذائقه ی هنری هنوز هم در تسلط آکادمی فرانسه بود و او بود که معین میکرد مخاطبین هنر با کدام نوع از هنر جدید باید آشنا شوند، زیرا این آکادمی بود که تنها نمایشگاه عمومی در فرانسه را برگزار می نمود. البته به مرور در آکادمی نیز کلاسیسم سخت گیر نسل قدیمی تر تحلیل یافت و پس از مرگ شارل لِبرون [نقاش فرانسوی (1690 ـ 1619) رئیس آکادمی سلطنتی و طراح کاخ ورسای] در سال 1690 علاقه به ریتم های ملون و پویای روبنس جایگزین سبک پوسین گردید. اثرات  هنر روبنس از همه واضح تر در نقاشی های ژان آنتونی واتااو ( 1721 ـ 1684 ) مشاهده میشود. او جلوه های نیرومند سبک باروک را در هنر رکوکو ملایم تر کرد و آنها را با فضای شادتری مخلوط نمود بطوری که انسان را به یاد استادانی چون تیسیان و جورجیو می اندخت  (تصویر2).

 

تصویر شماره 2: سفری به کوترا اثر آنتوان واتااو. رنگ روغن روی بوم

(128 در 193 سانتیمتر).  1717 میلادی. موزه لوور پاریس.

 

در آکادمی هر هنرمندی به عنوان متخصص در یک نوع از نقاشی مثلاً نقاشی تاریخی پذیرفته میشد. این به معنای نظر بلندی این عصر بود که آکادمی قواعد را سهل تر کرد و مخصوص واتااو رده ای به نام Fete galante به معنی جشن عاشقانه یا به عبارتی منــظره ســازی مفـرح و شــاد بوجـود آورد. بدیـن ترتیـب واتااو توانـسـت عضو آکادمی گردد. تصویر 2 همان تابلوئی است که واتااو توسط آن خود را به آکادمـی معرفی نمود. این نقاشی به بهترین وجه اختلاف در نظرات مابین دو سبک باروک و روکوکو را به تصویر کشیده است. در شرایطی که روبنس ما را مغلوب هنر خود کرده و با خود به درون گرداب درام های عجیب می کشاند، واتااو اما تصویر را وامی دارد تا فاصله خود را از ما [به عنوان یک تابلو] حفظ کند. هیچ چیزی در نقاشی او ناگهانی و دراماتیک نیست. نوری ملایم و شاعرانه در فضای مه گرفته بر فراز فیگور های ناروشن و محو که با درنگ در حال عزیمت به جزیره ی افسون شده ی عشاق می خرامند می درخشد. در جادویی انباشته از نور و رنگ این اثر به امپرسیونیسم قرن نوزده فرانسه نزدیک تر از هر اثر دیگری است.

     بدعت و تازگی آثار واتااو به سبب بیان احساسات شدید در گذرا بودن عمر آدمی است که در کارهایش تا به این اندازه نمود یافته اند. انسان های درون تابلو هایش برای انجام مراسم جشن لباس های شاد و بامزه ای به تن کرده اند و آزاد از قواعد روزمره ی زندگی، از فضای لطیف و شفاف تابستانی روستائی لذت می برند. با این وجود در پس این شادکامی، احساس تلخ و شیرین رویایی سپری شده خود را مخفی کرده است. چنین جذابیت شکننده ای آثار واتااو را با کارهای ژان باپتیست سیمون شاردن ( 1779 ـ 1699 ) مرتبط می سازد. البته شاردن چون او از فن توهم ساز روبنس متاثر نبود، بلکه تحت تاثیر واقع گرایی نقاشی های هلند قرار داشت. در شرایطی که واتااو به ثبت بازی های اشرافی و سرگرمی ها و لذت های لطیف می پرداخت، شاردن شادی های  ساده و همراه با اعتدال بورژوازی را در آثارش بیان میکرد. شاردن هنرمندی خود ساخته بود و نقاشی های بسیاری با موضـوع طبیعت بی جان کشید. در رده بندی آکادمی هنر، تابلو هـای طبیعت بی جان در درجه ی کمتری از  اهمیت قرار می گرفتند تا موضوعات مربوط به حوادث تاریخی، زیرا تصور آنها اینگونه بود که موضوعات طبیعت بی جان تقلید محض از طبیعت است. اما زیبایی بازسازی هایی که او در نقاشی هایـش عرضه مینمود باعث محبوبیت وی گشتند. تصویر 3  مجموعه ای است از اشیایی که نه فقط به خاطر طرز قرار گرفتن شکل ها و انعکاس نورها که همچنین به عنوان نوعی نماد انتخاب شده است. آنها قسمت هایی از غذای شخص روزه دار هستند. از طریق ترسیم ملایم و خوش نور اشکال و اجسام مملو از سایه و روشن او توانسته است که دلربایی و افسون زندگی روزمره در خانه ای انباشته از لوازم شهرنشینی را بیان کند.

 

تصویر شماره 3: طبیعت بی جان اثر ژان باپتیست شاردن. رنگ روغن روی بوم (71 در 98 سانتیمتر)، 1760 میلادی. موزه لوور پاریس

 

ادامه دارد . . .