آمار نجیب زاده یا وحشی؟ - باغ مخفی
X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
زمان ثبت : پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1387 در ساعت 12:02 ق.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : نجیب زاده یا وحشی؟

بخش اول

اکونومیست

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

 

عصر انسان های شکارچی ـ گردآوری کننده خوراک آن باغ عدن اجتماعی و

زیست محیطی نبود که بعضی ها تصورمی کنند

 

انسان ها بیشتر دوره ی خود بر روی این سیاره را در شکل گروه های شکارچی ـ گردآورنده  خوراک سپری کرده اند. از 85 هزار سال پیش تا آغاز عصر کشاورزی در حدود 73 هزار سال پس از آن خوراک آنها ترکیبی از کوشت و سبزیجات و گیاهان جمع آوری شده بود. بعضی از انسان ها مانند کسانی که در جزیره North Sentinel (1) در کناردریای آندامان (2)  زندگی می کنند هنوز هم همین شیوه را ادامه می دهند. این مردم تنها شکارچی ـ گردآورندگان خوراک هستند که هنوز هم در برابر ارتباط با جهان خارج ایستادگی می کنند. آنها را می توان انسان های خوش ترکیب به حساب آورد. قوی، لاغراندام، تندرست، سیاه و کاملاً برهنه که جز یک کمربند باریک ساخته شده از الیاف گیاهی که به دور شکم آنها قرار گرفته پوشش دیگری ندارند. آنها به راستی الگویی از همان وحشی نجیب هستند. متخصصین علم وراثت بر این نظرند که ساکنین این جزیره از همان آغاز گسترش اولیه انسان در 60 هزار سال پیش از آفریقا به نواحی دیگر، همچنان درانزوا زندگی خود را ادامه داده اند.

در حدود 12 هزار سال پیش انسان ها دست به تجربه ای زدند که به آن کشاورزی گویند و بعضی بر این باورند که پس از آن انسان ها و سیاره شان دیگر روی خوش ندیده است. زراعت باعث انفجار جمعیت، کمبود پروتئین و ویتامین و بیماری های جدید و نابودی جنگل ها گردید. قد انسان عملاً پس از اولین انتخاب شیوه کشاورزی در خاورمیانه شش اینچ کوتاه تر شد. آن گونه که جرد دایاموند زیست شناس تکاملی و پروفسور جغرافیا در دانشگاه کالیفرنیا، لوس آنجلس، می گوید « کشاورزی بدترین اشتباه درتاریخ نژاد بشر بوده است ».

بیائید و یک تصویر کلی از جهان قدیمی 1500 سال پیش برداریم. به استثنای نواحی کوچکی از سیبری، همه جای دیگر پر بود از قسم جدید و باهوشی از انسان که منشاء آن آفریقا بود و از آنجا ابتدا در قاره ی خود گسترش و اسکان یافته و سپس در آسیا، استرالیا و اروپا توسعه یافت ودر نهایت در آستانه مهاجرت و نقل مکان به آمریکا برآمد. آنها دارای نیزه انداز، قابق، سوزن، تیشه و تور بودند و تصاویری را نقاشی می کردند و بدن هایشان را تزئین می نمودند و به ارواح باور داشتند. آنها غذا، صدف، مواد خام و اندیشه هایشان را با یکدیگر مبادله می کردند. این مردم آواز می خواندند، داستان تعریف می کردند و داروهای گیاهی آماده می ساختند. آنها « شکارچی ـ گردآوری کننده خوراک » بودند. به طور معمول مردها به شکار می رفتند و زنها به جمع آوری اندام ها و دانه های خوراکی گیاهان می پرداختند: به عبارت دیگر تقسیم کار بر اساس جنسیت صورت گرفته بود که هنوز هم در میان انسان هایی که زراعت نمی کند متداول است و احتمالاً نزد پیشینیان آنها از نژاد Homo Erectus شناخته شده نبود. این تقسیم کار باعث گردید که آنها هم از گوشت و هم سبزیجات بهره مند گردند. درواقع یک ترفند هوشیارانه بود زیرا کیفیت را با قابلبت اطمینان ترکیب می کرد.

اما اگر چنین بود پس چرا تغییر؟ در اواخر دهه 1970 باستان شناسی به نام مارک کوهن برای اولین بار این نظریه را مطرح ساخت که کشاورزی فرزند ناچاری و درماندگی بشر اولیه بود و نه حاصل فکر بکر. شواهدی از هلال حاصلخیز (Fertile Crescent)   به نظر می رسد که نظریه او را تایید می کند. با افزایش جمعیت انسان های اولیه و شاید همراه با آب و هوایی سرد و خشک Natufian  های شکارچی ـ گردآوره کننده خوراک مناطقی که دانه های وحشی و اندام های خوراکی گیاهی و غزال ها در آنها نایاب شده بود را ترک کردند. بالاخره یک نفر به نگهداری و اصلاح مزارعی از دانه های نخود و گندم وحشی پرداخت و به زودی پس از آن کشت کردن، با علفهای هرز مبارزه کردن، خوشه چینی و درو کردن و جدا نمودن دانه ها یا همان خرمن کوبی نیز پای به این جهان گذاشت.

طی چندین هزاره بعدی انسان ها همان گام ها را در شش نقطه دیگر جهان و به طور مستقل از یکدیگر برداشتند: در دره یانگزی، در دره مرکزی گینه جدید، در مکزیک و آند، در آفریقای غربی و حوضه آمازون. و به نظرمی رسد که باغ عدن به پایان کارخود رسیده بود. جمع آوری کنندگان خوراک نه فقط از پروتئین فراوان تر برخوردار بودند و در رژیم غذایی آنها چربی کمتر و ویتامین بیشتر وجود داشت که به نظر می رسد آنها مجبور به کار بیشتر و دشوارتر نبودند. هادزاها در تانیزانیا درهفته 14 ساعت « کار » می کنند و کونگ های بوتسوانا هم چیزی در همین مقدار. اولین کشاورزان حتی در روزهای خوش خود از سلامت کمتری نسبت به شکارچی ـ گرد آوری کنندگان خوراک برخوردار بودند. جدا از این که آنها از جهت قد و قامت کوتاه تر بودند، استخوان های آنها فرسودگی و صدمات بیشتری را نشان می داد و دندان هایشان پوسیدگی بیشتری داشت. آنها دارای کمبود پروتئین و ویتامین بوده و از حیواناتی که اهلی کرده بودند به بیماری های واگیردار مبتلا شدند: سرخک از گاو، آنفولانزا از اردک، طاعون از موش و انواع انگل از خودشان و آنهم به علت استفاده از فضولات انسانی که به عنوان کود استفاده می شد.

آنها همچنین برای اولین بار به نابرابری در میان خود نیز مبتلا شدند. وابستگی شکارچی ـ گردآوری کنندگان خوراک به مشارکت یکدیگر در بخت شکار و جمع آوری خوراک باعث می شد که آنها به نحو قابل توجهی برابری طلب تر باشند. البته یک کشاورز موفق می توانست از عهده خریدن نیروی کار فرد دیگری برآید و این نیز به نوبه خود موفقیت او را بیشتر می کرد تا آن که شاید می توانست در نهایت ـ به ویژه در دره های پرآب و جایی که کنترل آب به دست او می افتاد ـ به یک امپراتور تبدیل شود که هوس های جابرانه خود را به اتباعش تحمیل کند. شاید حق با فردریش انگلس بود که می گفت کشاورزی نظامی است که در آن از پاکدامنی سیاسی اثری نبود.

کشاورزی همچنین به وخیم تر کردن نابرابری جنسیتی متهم است. در بسیاری از جوامع کشاورزی مردها زنها را وامی دارند تا بیشتر کارهای دشوار را آنها به انجام رسانند. درمیان توده های شکارچی ـ گردآوری کننده خوراک مردها معمولاً کالری های کمتری برای گروه تهیه می کنند و دارای این گرایش ملالت بار هستند که ترجیح می دهند طعمه های بزرگ تر و کمیاب تری را شکار کنند تا به این ترتیب بتوانند خودنمایی کنند. و زنها برعکس شکارهای کوچک و فراوان تر را ترجیح می دهند، طعمه هایی که احتمال فاسد شدن آنها تا قبل از خورده شدن کمتر است. در مجموع مردها کمترین مشارکت را دارند.     

هرچند اخیراً انسان شناسان این دیدگاه را که معتقد است ابداع کشاورزی در حکم محروم شدن انسان از نعمت و رحمت بوده است با دقت مورد بازبینی قرار داده اند. آنها اهریمن را در باغ عدن شکارچی ـ گردآوری کنندگان خوراک یافته اند، انسان وحشی را در همان وحشی نجیب. شاید حدس اولیه در مورد اردوی تفریحی 80 هزار سال پیش درست نبوده است.

 

ادامه دارد . . .

 

 

1: جزیره ای در بخش غربی جزایر آندامان (گروهی از جزایر واقع در خلیج بنگال که بخشی از خاک هند به شمار می‌آیند). ویکی پدیا فارسی.

     

2: دریای آندامان واحدی آبی در جنوب شرقی خلیج بنگال، جنوب میانمار، غرب تایلند و شرق جزایر آندامان است. این دریا بخشی از اقیانوس هند به شمار می‌رود. حدودا از شمال به جنوب ۱۲۰۰ کیلومتر طول و از شرق به غرب ۶۵۰ کیلومتر عرض دارد و مساحتش حدود ۷۹۷۷۰۰ کیلومتر مربع است. ویکی پدیا فارسی.