آمار سنت اصلاح طلبی در اسلام - باغ مخفی
X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : دوشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1387 در ساعت 12:23 ق.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : سنت اصلاح طلبی در اسلام

عبده فیلیالی انصاری

برگردان علی محمد طباطبایی

« برخورد تمدن ها » که ادعا می شود میان غرب و جهان اسلامی در جریان است و بسیاری از صاحب نظران وقایع اخیر عراق و همچنین خشونت های فزاینده ی عربستان صعودی را مظهری از آن می دانند, در واقع تعارضات دیگری را از انظار پنهان می سازد که احتمالاً در نگرشی طولانی مدت اهمیت بسیار بیشتری خواهند داشت. در حال حاضر یکی از همین نزاع ها در میان خود مسلمان ها است که در جریان است, مناقشه ای که موضوع اصلی آن اصلاحات در داخل جوامع اسلامی است.  

سنت اصلاح طلبی اسلامی ـ یعنی جستجوی شیوه ای اصیل که می تواند سنت های اسلامی را با جهان مدرن پیوند بزند ـ دارای ریشه های عمیقی است و به اواسط قرن نوزدهم میلادی باز می گردد. در آن زمان اندیشمندان مسلمان زوال جوامع خود را با پویایی قدرتهای اروپایی مقایسه می کردند, در واقع تفاوتی به راستی دردآور از جهت موفقیت هایی که اروپایی ها در مستعمره ساختن بخش های وسیعی از جوامع اسلامی به دست آورده بودند. در کنار آن, روشنفکران مسلمان توجه خود را «  زوال » جوامع اسلامی و ناتوانی سیاسی و فساد اجتماعی متمرکز ساخته بودند.

بسیاری از این نخستین اصلاح طلبان مسلمان, از روحانیون یا کارمندان ارشد دولت بودند, کسانی که به طور مستقیم مشاهده می کردند که جوامع آنها به چه روز و حال بدی افتاده است. موضوع مهمتر آن که, آنها عضوی از یک اقلیت کوچک بودند که در میراث مکتوب اسلامی تعلیم دیده بودند. این مردان بسیار فراتر از صرفاً قرائت قرآن, سودای شرکت در مباحثاتی را داشتند که از قرن ها پیش در میان فضلای مسلمان در باره ی احکام اصیل زندگی اسلامی آغاز شده بود. این روش تعلیم آنها را قادر می ساخت تا وضعیت بسیار بد کشورهای خود در آن دوره را با اصول و آرمان های نسل های پیش از خود از روحانیون و اندیشمندان مسلمان مقایسه کنند.

قضاوت آنها کاملاً روشن بود: مسلمان ها اکنون به جایگاهی بسیارپائین تر از آن که دین آنها تعیین کرده بود نزول کرده, و از موفقیت هایی که اجداشان به دست آورده بودند بسیار عقب تر مانده بودند. برای اصلاح طلبان وضعیت طبیعی به معنای توسعه و تکامل دائمی جوامع اسلامی بود, و آنها رسیدن به چنین وضعیتی را با تاثیر متقابل تعالیم اسلامی با اندیشه های مناسب و این جهانی زمان خود پیوند می دادند. به این ترتیب این اولین اصلاح طلبان در صدد ایجاد ارتباط با اندیشه هایی بر آمده بودند که در اروپا ظهور می کردند: خردگرایی, رواداری و رفتارمتناسب اخلاقی. 

این نخستین اصلاح طلبان ـ  و در میان آنها محمد عبدو و سید جمال الدین افغانی ـ در به راه انداختن بسیج توده ای که سودایش را در سر داشتند چندان موفقیتی به دست نیاوردند و متاسفانه در از میان برداشتن عقب ماندگی های اجتماعی به توسط اجرای مطلوب تری از رهنمودهای دینی نیز ناکام ماندند. لیکن تاثیر و نفوذ آنها بسیار نیرومند و ماندنی بود و در مسیرهایی گسترش یافت که حتی خود آنها نیز تصورش را نمی کردند.

تناقض گویی که در اینجا وجود دارد به این ترتیب است که آن اصلاح طلبی خالی از تعصبی که مورد حمایت آنها بود به بیدارکردن گرایش های محافظه کارانه در میان متفکرین اسلامی مساعدت نمود, کسانی که با مستمسک قرار دادن احیا اصول دینی اصلاح طلبان, مصرانه خواستار بازگشت به « خلوص »  اولین جوامع اسلامی بودند.

این گرایش محافظه کارانه کمترین علاقه ای به تعهد اصلاح طلبان به تعقیب اندیشه های جدید از فلسفه ی روشنگری اروپایی نداشت, و به جای آن مدعی بود که چنین اندیشه هایی به سهم خود به بیگانگی و جدایی بیشتراز اندیشه های اسلامی می انجامند.

به این ترتیب می توان گفت که ماندگارترین تاثیری که موج اصلاح طلبی داشت ایجاد یک گرایش سنتی از یک طرف و ظهور بنیادگرایی حتی افراطی تر از طرف دیگر بود. هم سنت گرایان و هم بنیادگرایان افراطی به عمل گرایی سیاسی کشیده شده و به این نتیجه رسیدند که دولت مدرن وسیله ی مناسبی برای آزادی مسلمان ها از تسلط بیگانگان و اسلامیزه کردن مجدد جامعه به توسط احیا اصول نخستین اسلامی است.

امروزه ما می توانیم قدرت این ایدئولوژی را مشاهده کنیم, اما اشتباه خواهد بود که تصور شود روح اصلاح گرایان اولیه دیگر ناپدید شده است. تعداد زیادی از فضلا و محققین اسلامی خارج از کانون های توجه, به کندوکاو در باره ی خویشاوندی هایی که میان اندیشه های اسلامی و ارزش های مدرن وجود دارد ادامه داده اند. آنها از طریق بررسی های انتقادی تاریخ و الهیات, شیوه هایی را تشریح کرده اند که مسلمان ها به کمک آنها در زمان و مکان های متفاوت سنت های خود را تغییر داده یا در حال تغییر آنها هستند.

به این ترتیب چالشی بسیار دقیق و متمرکز نسبت به پافشاری کهن اندیشی دینی در آثار اندیشمندان برجسته ای مانند عبدالکریم سروش در ایران, عبدالماجد تشارفی در تونس, فضل الرحمان در پاکستان, و محمود محمد طه در سودان سربرآورده است. در حالی که آثار آنها با مقاومت سختی از طرف محافل محافظه کاران و بنیادگرایان مواجه شده است (که دیدگاه هایشان به طور گسترده در مهم ترین رسانه های جهان اسلامی و غرب گزارش   می شود), این اصلاح طلبان فعلی ـ و پرسش هایی که برانگیخته اند ـ  تاثیر عمیقی بر نسل در حال ظهور از روشنفکران مسلمان در سراسر جهان داشته اند. البته برای شنیدن صداهای اصلاح طلبان,  آنهم در میانه ی هیاهوی بلند کسانی که برای مقاومت در برابر دشمن و بازگشت به سرچشمه های ناب اسلامی دعوت می کنند به مقداری تلاش نیازمندیم. با این وجود بذرهای یک موج جدید «  اصلاحات »  ریشه دوانیده و در انتظار شرایط بهتر برای رشد بیشتر به سر می برد.    

تلاش اصلی اصلاح طلبان موج اول «  بازگشایی درهای اجتهاد »  جهت تطبیق نظام موروثی اندیشه های اسلامی با شرایط جدید بود. اصلاح طلبان زمانه ی ما این ملاک های سنتی را در معرض بررسی های دقیق قرار می دهند و تلاش می کنند که اصول مرکزی و اصلی اخلاق اسلامی را ازسازگاری های تاریخی جدا کنند که محافظه کاران آنها را به عنوان چیزی مقدس حفظ کرده اند.

انطباق اسلام با شرایط مدرن هدف نسل اول اصلاح طلبان بود. جانشین های امروزی آنها از طریق درافتادن جدی با گرایشات اصلی اندیشه ی مدرن در جستجوی درک بهتری در این خصوص هستند که چگونه اصول جهانشمول می تواند از طریق سنت اسلامی بیان شود. 

عبدو فیلیالی انصاری مدیر موسسه ی تحقیقاتی بررسی فرهنگ های اسلامی در دانشگاه آقاخان کراچی است.