آمار روسیه شدیداً نیازمند نوسازی است - باغ مخفی
X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 17 شهریور‌ماه سال 1387 در ساعت 08:23 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : روسیه شدیداً نیازمند نوسازی است

ینس هارتمان و ادوارد اشتاینر

برگردان علی محمد طباطبایی 

 

 

روسیه از جنون خود بزرگ بینی که در آن گرفتار آمده لذت می برد، با این وجود این کشور هنوز هم از این که یک ابرقدرت اقتصادی باشد فاصله زیادی دارد. درآمد متوسط آن در حدود 476 یورو است، متوسط طول عمر به شدت در حال نزول است و تاسیسات زیربنایی این کشور در حال فروریختن، به ویژه در مناطق روستایی و اکنون نیز مناقشه قفقاز همه چیز را برای مردمش دشوار تر می سازد.

رئیس جمهور روسیه دمیتری مدودیف پس از جنگ پیروزمندانه پنج روزه با همسایه اش گرجستان با لفاظی تمام گفته بود که « ما از هیچ چیز، حتی از جنگ سرد هم  هراسی نداریم ». روسیه با این عملیات نظامی خود که از زمان فروریزی اتحاد شوری بی سابقه بود می خواست که قدرت نظامی خود را به جهان نشان دهد. با این وجود پیامد آن نه فقط آسیب رساندن به روابط دیپلوماتیک با جهان که همچنین صدمه رساندن به روابط اقتصادی خود با غرب بود که با کوشش و تلاش طولانی به دست آمده است.  

این جنگ نیز بهای خود را خواهد داشت، به ویژه از جنبه های اقتصادی: از زمان آغاز نبردها شاخص بازار سهام روسیه 13 درصد کاهش یافته است. سرمایه داران روسی 22 الی 23 میلیارد دلار را از بانک Troika Dialog  و از بازار مالی خارج کرده اند. بانک مرکزی مجبور گردید که برای ثبات روبل 16 میلیارد دلار از ذخائر ارزی خود را برای ثبات روبل به فروش رساند.

اما آنچه تحملش به مراتب ـ حد اقل به طور بالقوه ـ برای روسیه دشوار تر است تاثیرات منفی ایجاد شده بر وجهه عمومی این کشور در جهان می باشد. حتی بانک دولتی VTB و یقیناً نهادی که نسبت به حکومت برخوردی غیر انتقادی دارد در بررسی های خود به این نتیجه رسید که مناقشه قفقاز « بدون تردید نتایج منفی بر وضعیت سرمایه گذاری در روسیه » خواهد داشت. البته نظر کاخ کرملین در این باره چنین بود: « هیچ اشکالی ندار ». در هر حال مگر نه این که روسیه دارای 581 میلیارد دلار ذخائر ارزی است وافزون بر آن دارای 160 میلیارد دلار به عنوان اندوخته های احتیاطی و تثبیتی دیگر.

سرانجام این که این به رخ کشیدن قدرت نظامی مدیون احساسی از آسیب ناپذیری کشوری است  که روزانه یک میلیارد دلار از طریق فروش نفت و گاز به دست می آورد و یک چهارم نیاز گازی اروپا را تامین می کند. به نظر می رسد رهبری روسیه فراموش کرده باشد که فقط ده سال از زمانی گذشته است که این کشور از جهت مالی خود را ورشکسته خوانده بود.    

با این وجود روسیه 2008 آنقدر ها هم که می خواهد نشان دهد سالم و قوی بنیه نیست، زیرا یک روسیه دیگر، ضعیف تر، پرمسئله تر و ناپایدار تر هم وجود دارد: روسیه ای آن سوی دریای دلارهای نفتی کلان شهر ده میلیونی و نورانی مسکو که در آن تعداد بیشتری میلیاردر زندگی می کنند تا در نیویورک. از هر هفت نفر روس یک نفر در زیر خطر فقر (110 یورو در ماه) زندگی می کند. و درآمد ماهیانه نسبی در حد اندک 476 یورو باقی مانده است. جمعیت روسیه از سال1996 در حدود شش میلیون کاهش یافته و اکنون به 142 میلیون رسیده است و متوسط طول عمر مردان زیر 60 سال قرار دارد.

49%

Russland will wieder eine Großmacht werden

25%

Russland verfolgt seine Wirtschaftsinteressen

12%

Russland will sich am Westen rächen

14%

Das ist nur ein machtpolitisches Strohfeuer

6010 abgegebene Stimmen

این کشور از هدف حکومت خود که در نظر دارد تا سال 2020 به یکی از پنج اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شود نیز فاصله بسیاری دارد. از 1999 البته اقتصاد کشور دارای رشد سالیانه کمی بالاتر از 7 درصد بوده، اما از جهت قرار گرفتن در مسیر نوآوری باید گفت که این کشور تازه در ابتدای راه قرار دارد. حتی تاسیسات مجتمع های بزرگ اقتصادی تولید مواد خام مانند نوریسک نیکل یا سورستال با توجه به آن که هیچ گونه سرمایه گذاری های جدیدی در آنها به انجام نرسید است بسیار مستعمل و عقب افتاده می نمایند. فقط به این دلیل ـ و البته تا زمانی که ـ بهای مواد خام بسیار بالاست تولید آنها صرفه اقتصادی دارد. مطابق با سالنامه آماری کشور مربوط به سال 2007 در حدود 46 درصد تمامی ماشین آلات و تاسیسات موجود در صنایع روسیه در حال نابودی اند و باید هرچه سریع تر تعویض شوند، زیرا همچنان مانند گذشته از سرمایه مصرف می شود و مقدار بسیار اندکی در تاسیسات سرمایه گذاری می گردد.     

روسیه به عنوان وسیع ترین کشور جهان فقط برای بهبود تاسیسات زیربنایی خود تا سال 2020 مطابق با بررسی های به عمل آمده دولتی به یک میلیارد یورو نیازمند است. مهمترین آنها انجام نوسازی در نیروگاه های تولید برق و آب این کشور است (تا 2010 برای هر کدام هفتاد میلیارد یورو)، شبکه راه آهن (تا 2030 در حدود 370 میلیارد یورو) و شبکه راه های کشور (سالانه 30 میلیارد یورو). این ها را البته مدودیف و نخست وزیر کشور ولادیمیر پوتین نیز متوجه شده اند که برنامه های بسیار عظیم برای سرمایه گذاری به تصویب رسانده اند، به اصطلاح همان پروژه های ملی. 

اما حکومت روسیه هرگز یک سرمایه گذار موفق نبوده است و فساد اداری زیاده از حد می تواند این خطر را افزایش دهد که این طرح ها هرکدام به گورستان هایی برای سرمایه های به کار انداخته شده تبدیل شوند. علاوه بر آن کرملین با مسیر ضد غرب که اکنون در پیش گرفته چه بسا این پروژه ها را با مخاطرات بیشتری مواجه سازد. به عقیده فرانک شاوف مدیر کل انجمن تجار اروپایی در مسکو بدون پول و دانش سرمایه گذاران خارجی نمی توان روسیه را نوسازی کرد: « برای مثال سرمایه گذاری های بزرگ غرب در شکل « شراکت عمومی ـ خصوصی » (سرمایه گذاری و تخصص از بخش خصوصی اما برای انجام پروژه های دولتی. مترجم) به نظر بسیار عاقلانه و ضروری می آیند ».     

سرگئی گوریجف یک اقتصاد دادن برجسته می گوید: « شاید پول به اندازه کافی موجود باشد، لیکن ما نیازمند فن آوری و دانش تخصصی غرب هستیم ». آلمان نیز تا کنون به عنوان مهمترین شریک اقتصادی روسیه از این دو عامل سودهای اقتصادی خود را برده است. به گفته اولریش آکرمن از کانون مهندسین ماشین آلات VDMA « روسیه برای مهندسین ماشین آلات آلمانی یکی از پویاترین بازارها به طور کل است ». با این وجود چنانچه روسیه همچنان موجب انزوای خود شده و عملاً یک جنگ سرد با ملازمانش مانند تحریم های اقتصادی بازگردد، این وضعیت نیز می تواند به زودی تغییر کند. البته به زیان اقتصاد آلمان و روسیه.

Warum Russland ein Sanierungsfall ist

http://www.welt.de