آمار شبح عرفات - باغ مخفی
X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : شنبه 23 شهریور‌ماه سال 1387 در ساعت 08:43 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : شبح عرفات

باری روبین (1)

برگردان علی محمد طباطبایی 

 

 

تاریخ، در مقایسه با اغلب رهبران سیاسی دیگر، به یاسر عرفات برای به انجام رسانیدن ماموریت خود فرصت و مجال بیشتری بخشید. در هر حال او به هنگام وفاتش 35 سال تمام رهبر مردم فلسطین بود. با این وجود وی مردم خود را در وضعیت هراسناکی تنها گذارد: بدون یک کشور واقعی، در میانه ی جنگی که پیروزی بر آن مقدور به نظر نمی رسد و همراه با یک اقتصاد ورشکسته. این که جانشینان او بتوانند ماموریت تاریخی فلسطینی ها را جانی تازه بخشیده و به پایان رسانند بستگی به آن خواهد داشت که چگونه اهداف خود را تعریف نمایند.

در بازگشت به گذشته و در نگاهی گذرا به موفقیت های یاسر عرفات، می توان ادعا نمود که وی هرگز از این باور که ماموریت اصلی وی در زندگی اش نابودی اسرائیل به هر وسیله ی لازمی و جایگزین کردن آن با یک کشور عربی و فلسطینی است تغییر مسیر نداد. یک کشور مستقل فلسطینی بدون تمامی مناطقی که در حال حاضر در اختیار دولت اسرائیل است برای او جاذبه ای نداشت. او به همان اندازه نیز نسبت به رفاه مادی مردمش و برقراری یک نظام کارآمد سیاسی و اقتصادی بی علاقه بود.  

اکنون در دوره ی پس از عرفات، فلسطینی ها باید یکی از چندین استراترژی ممکن را انتخاب کنند. بدبختانه اغلب جایگزین ها مستلزم ادامه ی استفاده از خشونت و تروریسم است.

استراتژی میانه رو در جستجوی یک کشور فلسطینی مستقل و در حد اقل زمان لازم برای آن است. تصور آنها این است که با عقب نشینی اسرائیلی ها از سرزمین های اشغالی و پایان یافتن خشونت، فلسطینی ها   می توانند توجه و توان خود را بر فعالیت های سازنده، من جمله اسکان دادن آوارگان و بهبود سطح زندگی آنها متمرکز کنند. لیکن این دیدگاه فقط به اقلیت کوچکی از رهبران، به ویژه نخست وزیر پیشین ابومازن و محمد دحلان محدود است، یعنی کسانی که در نوار غزه میلیشیای خود را رهبری می کنند.

اگر عرفات همین مسیر را در پیش گرفته بود ـ یعنی وجود اسرائیل را می پذیرفت، به تروریسم خاتمه می داد و با تندروی های فلسطینی ها مقابله می کرد ـ مناقشه مدت ها پیش به پایان خود رسیده بود. لیکن بدون یک رهبری یکپارچه و قدرتمند برای هر جانشینی عبور از میان تصمیم های سختی که لازمه ی یک چنین جهت گیری است دشوار خواهد بود.

مورد بعدی استراتژی سازش ناپذیری است، رویکردی سنتی و ایدئولوژیک که توسط بسیاری از پیش کسوت های پی ال او و سازمان فتح ـ از جمله خود یاسر عرفات ـ که از کرانه ی غربی و نوار غزه بازگشته اند پشتیبانی می شود. رهبری فعلی آنها شامل افرادی مانند رئیس شورای ملی فلسطین سلیم الزنون و رهبر عقیدتی فتح صقر حبش است. یعنی کسانی که طرفدار ادامه ی نبرد با اسرائیل تا نابودی کامل آن هستند، و سپس استقرار یک رژیم ملی و سکولار بر فلسطین. آنها به مبارزین جوان به نظر تحقیر می نگرند و اسلام گرایان را به عنوان یک تهدید محسوب می کنند.

نسل جوان تر فلسطینی های متولد کرانه ی غربی، که رهبرانشان فعالیت های سیاسی خود را در ناآرامی های دهه ی 1970 آغاز کرده اند، از یک استراتژی ستیزه جویانه استقبال می کنند که سازش ناپذیرها را به عنوان محافظه کاران پیر و به آخر خط رسیده که توسط فساد و رشوه خواری ضعیف و بی حال شده اند می نگرند. برخلاف سازش ناپذیرهای سکولاریست، ستیزه جویان تندرو که مشهور ترین رهبر آنها مروان برغوثی رئیس شاخه ی مردمی « تنظیم » در فتح است حاضر به همکاری با اسلام گرایان هستند.  

ستیزه جویان بر این عقیده اند که یک استراتژی دو مرحله ای برای شکست اسرائیل لازم است. در مرحله ی اول، ادامه ی طولانی مدت خشونت اسرائیل را مجبور به عقب نشینی از سرزمین های اشغالی خواهد ساخت، و سپس در حالی که فلسطینی ها بر حریف خود پیشی گرفته اند، می توانند به مرحله ی بعدی پیشروی کنند که طی آن تمامی اسرائیل به تصرف درخواهد آمد. معنای تلویحی آن البته مبارزه ی مسلحانه است که غالباً شکل تروریسم علیه مردم غیر نظامی را خواهد داشت و برای سالها به طول خواهد انجامید.

و سرانجام نوبت به دیدگاه اسلام انقلابی که توسط حماس پشتیبانی می شود می رسد، گروهی که به مبارزه ادامه می دهد و تروریسم را به کار می گیرد، آنهم بدون توجه به آن که این شیوه چه مدت به طول خواهد انجامید و چه تعداد انسان باید قربانی شوند، تا آن که در نهایت هم اسرائیلی ها و هم سکولاریست های ملی گرای فلسطینی شکست بخورند. در چنین صورتی البته فلسطین یک کشور اسلامی خواهد بود که در آن میانه رو ها اعدام می شوند و رهبری ملی گرایان پیر به زور بازنشسته، و یا آنکه به جرم فساد به زندان خواهند افتاد. هرچند که البته تا چنین زمانی حماس با ملی گرایان و به ویژه با شاخه ی ستیزه جوی فنح به اتحاد خود ادامه خواهد داد.

معضل میانه روهای فلسطینی روشن است: هر رهبری که حاضر باشد پای یک قرار داد صلح با اسرائیل را امضا کند توسط 80 درصد از کل جنیش مورد مخالفت قرار خواهد گرفت ـ حال چه مخالفت لفظی یا حتی خشونت طلبانه. یک پرسش اصلی در اینجا این است که آیا توده های فلسطینی که از جر و بحث ها، فساد و رشوه خواری ها و بی کفایتی رهبران خود خسته و بیزار شده اند، می توانند نظرات و خواسته های خود را به روشنی بیان کنند تا برای مناقشه ای که برایشان هزینه های بی حد و اندازه ای به همراه داشته پایانی بیابند. مشکل در اینجا این است که هیچ کدام از مهمترین جناح های رهبری در این گونه موارد علاقه ای به دانستن نظرات مردم خود ندارند. عرفات نیز به شخصه هیچ سازوکار نهادی برای چنین منظورهایی از خود باقی نگذارد.

علاوه بر آن، جاذبه عمومی دین تندرو، ایدنولوژی و اطلاعات غلط نباید دست کم گرفته شود. فقط تعداد اندکی از فلسطینی ها می دانند که 4 سال پیش عرفات در کنار بیش از 20 میلیارد دلار به عنوان جبران پناهندگی، پیشنهاد یک کشور مستقل فلسطینی را که از نظر وسعت برابر با اردن غربی و نوار غزه بود رد کرد.

معضل اصلی که عرفات باقی گذارد فقدان هرگونه رهبری به طور کل است. بسیار به ندرت دیده شده است که در تاریخ، یک جنبش سیاسی توسط بینان گذارش و از روی عمد به سوی آشوب رهبری شده باشد. عرفات نه تنها از خود جانشینی تعیین نکرد که پس از خود هیچ گونه نظم و انضباطی نیز باقی نگذارد. طی دهه ها فعالیت، این جنبش یک فرهنگ سیاسی بی نظمی را به وجود آورد. عرفات بر نوعی بی نظمی و هرج و مرج ریاست می کرد، که در آن به همچشمی و رقابت میدان داده می شد، و دیگر رهبران بالقوه متزلزل  می گشتند و تضمین می شد که تمامی قدرت (و البته پول) صرفاً توسط خود او توزیع شود.

فقط چنانچه جنبش پس از عرفات عزم خود را که خواسته ی واقعی اش یک کشور فلسطینی در عوض پایان دادن به مناقشه با اسرائیل از هر جهت است جزم کند شانسی برای صلح وجود خواهد داشت. مرگ عرفات شاید نشانگر آغاز یک چنین جریانی باشد، اما انتقال قدرت به یک رهبری جدید  فلسطینی می تواند سالها به طول انجامد و هیچ تضمینی وجود نخواهد داشت که آن یک رهبری میانه رو باشد.

تاریخ انتشار اولیه دوشنبه 16 آدز 1383

باری روبین مدیر مرکز تحقیقات جهانی مسائل بین الملل (با نام اختصاری GLORIA) است و یکی از نویسندگان کتابی با نام « یاسر عرفات: زندگی نامه ی سیاسی ».

1: Arafat’s Ghost by Barry Rubin

Project Syndicate, November 2004.