آمار در باره برده داری در جهان عرب (2) - باغ مخفی
X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
زمان ثبت : جمعه 10 آبان‌ماه سال 1387 در ساعت 09:39 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : در باره برده داری در جهان عرب (2)

بیت استافر

برگردان علی محمد طباطبایی

بخش دوم و پایانی 

 

 

 

نظریه و عمل در برده داری یکی از تیره ترین فصل ها در تاریخ جهان اسلامی است و تا امروز همچنان روابط شبه برده داری در این بخش از جهان باقی مانده است. علی رغم آن که سخن گفتن از آن امروزه جزو محرماتی است که باید رعایت شود، اما نسل تازه ای از محققین، رسانه سازان و زنانی که دارای فعالیت های اجتماعی هستند و در ردیف اول آنها مالک چبل (Malek Chebel) وظیفه ی بازکردن این بحث را در جهان اسلامی به عهده گرفته اند.

 

آزادی برده ها به عنوان عملی که خداوند را خشنود می سازد

اکنون باید ببینیم که نظر خود اسلام در باره به بردگی کشاندن انسان ها چیست. آیا پیامبر حقیقتاً در نظر داشت که شیوه بسیار متعارف بردگی در زمانه خودش را گام به گام برچیند یا مسئله ی مهم برای او این بود که زننده ترین و اهانت آمیز ترین شکل های آن را تعدیل کند؟ چبل شخصا به شکل کاملاً روشنی بر این نظر است که متن های قرآنی که در آنها از برده ها سخن به میان آمده به نحو حیرت انگیزی نگاهی ملاطفت آمیز به برده ها دارد. برای مثال به آزاد ساختن برده ها به عنوان عملی که خداوند را خشنود می سازد صریحاً توصیه می شود، در حالی که برده ساختن مسلمانان ـ و اساساً برده کردن دیگر معتقدین به کتاب های آسمانی به روشنی ممنوع می شود.   

با این وجود به باور چبل نگرش و تلقی پیامبر نسبت به پدیده ی برده داری حکایت از یک ناهمخوانی قابل ملاحظه دارد. زیرا متن هایی هم وجود دارد که به روشنی به یک سلسله مراتب خداداده میان « ارباب » و « غلام » اشاره می کند و بردگی غیرمسلمانان در چارچوب جنگ ها و هجوم های غافلگیرکننده را صراحتاً به عنوان عملی مشروع می خواند. در این میان مسئله قابل توجه این است که رویکرد بیشتر مهربانانه ی پیامبر با برده ها موفق نگردید که طی قرن های بعدی خود را در جهان اسلامی به کرسی بنشاند. به عقیده چبل علل چنین امری در درجه اول این بود که مسلمانان احساس نمی کردند مطابق با دستورات اسلامی موظف به آزادی برده ها هستند و در خود قرآن نیز آزادی برده ها مضمون مکرر [یا حرف اصلی] (Leitmotiv) نبود. واقعیت این بود که آزادساختن برده صرفاً به پیشقدمی شخصی و نیت خوب صاحب برده وابسته بود تا به این ترتیب عملی برای خشنودساختن خداوند انجام گیرد.  

چبل می نویسد که نظام قضایی اسلامی در خصوص برده ها غالباً « مبهم، چند پهلو و تا اندازه ای متناقض » است و درعمل « فرمانروایان مطلق، بازرگانان ثروتمند و اربابان زمین دار از هر نوع » را هرگز از آن بازنداشت تا در پیرامون خود آن همه برده ای که مایل به داشت آنها بودند را نداشته باشند. به نقل از چبل « به این ترتیب بود که برده داری از یک دودمان به دودمان بعدی منتقل گردید و به یک واقعیت اسلامی تبدیل شد ». البته گاه و بیگاه مقامات دینی در تاریخ اسلام ایرادهای خاصی به نگهداری برده اظهار داشته اند، لیکن این سخنان آنها گوش شنوایی پیدا نکرده است.

نتیجه گیری نهایی روشن است: گرایش برای آزاد سازی برده ها که در صدر اسلام کاملاً محسوس بود موفق نشد تا طی قرن های بعدی خودش را به کرسی بنشاند، بلکه جای خود را به یک پذیرش گسترده برای برده داری داد. این یکی از « هوشیار کننده ترین و غم انگیز ترین پیامدهای » بررسی های او است که مطابق با آن حتی فضلای برجسته اسلامی نیز نتوانستند خود را از مدون کردن برده داری کنار نگاه داشته و بالاخره به آن تن دادند. چبل می نویسد که معنای آن این بود که « مسجد در برابر این عمل زشت بی تفاوت نبود.  به جای این که به ریشه های برده داری بپردازد، یعنی به طمع ورزی برده فروشان و به بی قیدی مجرمانه صاحبان آنها، این نهاد امکانات حقوقی را مهیا ساخت تا کسب و کاری به اجرا گذارده شود که در اثر آن تبدیل به چیزی تقریباً روزمره و پیش پاافتاده شود که وجودش نقش موثری در جامعه ایفا نمی کند. »

چبل در مصاحبه ای چنین می گوید: « سنت بسیار دیرینه برده داری در قرن های گذشته به نوعی با اسلام پیوند خورد و به این ترتیب بر روی پیام نخستین و رهایی بخش اسلام سرپوش گذارده شد. حتی از جهتی می توان گفت که اسلام قربانی ذهنیت برده داری در جهان عرب گردید. »

به این ترتیب او آشکارا اسلام را از تیررس منتقدین دور و امکان وجود داشتن یک قرائت « مترقی » از کلام مقدس را باز نگه می دارد. او فقط به شکلی تلویحی این پرسش را مطرح می سازد که آیا خود را « تسلیم » اراده خداوندی کردن ـ که یکی از معانی ممکن واژه ی اسلام است ـ نباید به عنوان « پیش درآمدی » بر یک تبعیت و فرمانبری تمام و کمال این جهانی [نسبت به اسلام] استنباط شود که برده داران نیز با کمال میل به آن اسناد می جستند؟  

تا همین امروز عالمان الهیات اسلامی و محافظه کار چنین دیدگاهی دارند. فاصله عظیم میان ارباب و برده برای آنها بخشی از یک نظام الهی است. آن گونه که روزنامه نگار و منقد اسلامی آمریکایی دانیل پایپس گزارش کرده است یک فاضل اسلامی برجسته عربستان سعودی به نام شیخ صالح الفضوان که ظاهراً از جمله بالاترین هیئت های دینی آنجا است چند سال پیش به طور علنی برضد لغو برده داری سخن گفته است: تازمانی که اسلام وجود دارد برده داری « همچون جهاد بخشی از اسلام » است و باقی خواهد ماند. مقامات دینی دیگر نیز ـ چه مقامات دولتی و چه خودخوانده ـ سخنان مشابهی بیان کرده اند.   

برده داری در موریتانی

این که موضوع برده داری به هیچ وجه سرشتی دانشگاهی ندارد را به بهترین وجه می توان در موریتانی مشاهده کرد. در این کشور از غرب آفریقا تا کنون سه بار در قرن بیستم برده داری لغو شده است آنهم بدون این که در عمل تغییراتی روی داده باشد. در 1950 ابتدا توسط دستور استعمارگران فرانسوی، سپس در 1960 توسط رسیدن به استقلال و در نهایت برای بار سوم در سال 1980. 23 سال بعد در 2003 قانونی از تصویب گذشت که هرگونه تجارت انسان را شدیداً ممنوع و با مجازات های سنگین روبرو می ساخت، هرچند در این قانون از آوردن واژه برده داری تا آنجا که ممکن بود پرهیز شده است. اما این پایان موضوع نبود: در حدود کمی بیش از یک سال پیش مجلس موریتانی قانون دیگری برای ممنوعیت برده داری به تصویب رساند و در کنار آن مجموعه ای اقدامات قانونی را برای مرتکبین آن در نظر گرفت. 

درپشت تصویب این قانون در درجه اول یک سازمان غیر دولتی به نام SOS Esclave قرار دارد که چند سالی است برای لغو برده داری مبارزه می کند و می خواهد که از طریق جهانی اعمال فشار نماید. این سازمان که در 1995 و توسط بازماندگان برده های پیشین تاسیس شده است سه سال بعد از آغاز بکار توسط رای دادگاه ممنوع گردید و هم زمان رهبران اصلی اش به جرایم سنگین و تحمل زندان محکوم شدند. دوباره از 2005 SOS Esclave  فعالیت قانونی خود را آغاز کرده و موفق شده است که چندین محاکمه نمونه را در خصوص برده داران واقعی به پیش برد.

 

برای بوباسر مسعود (Boubacar Messaoud) از جمله بنیان گذاران SOS Esclave و رئیس فعلی آن کمترین تردیدی در باره مشروعیت وجود چنین سازمانی نمی تواند مطرح باشد. مسعود به گزارش گر NZZ (Neue Zuericher Zeitung) می گوید: « در موریتانی برده داری همچنان وجود دارد حتی در شکل های سنتی و بسیار کهن آن، یعنی هنوز هم همه چیز برده به طور مستقیم به اربابش وابسته است. » معنای این سخن در عمل این خواهد بود که انسان مانند یک کالا خرید و فروش می شود و بدون اجازه اربابش حق ازدواج ندارد و بنابراین بر سرنوشت کودکان خود نیز هیچ اختیاری. گذشته از آن این فعال حقوق بشری معتقد است که انواع روابط وابستگی بسیار شدید دیگر همچنان ادامه دارد که با بردگی در مفهومی بسیار دقیق فرق زیادی نمی کند.     

آن گونه که مسعود می پندارد این قانون جدید از سال 2007 عملاً منجر به بهبود وضعیت حقوقی برده ها و « آزاد شده ها » گردیده است، هرچند به باور او تبدیل به واقعیت شدن آنها بسیار به کندی پیش می رود و اقدامات روشنگرانه فقط به شهرهای بزرگ محدود مانده است. در واقع کسانی که در روستاها زندگی می کنند و مشمول این قانون می شوند هنوز هم کمترین دسترسی به آن نداشته اند. هم زمان سازمان او زیر فشار شدیدی قرار دارد، زیرا مقامات حکومتی او را مورد این انتقاد قرار داده اند که فعالیت های او به اعتبار جهانی کشور لطمه می رساند.

نتیجه کلام آن که: بحث برده داری حد اقل در موریتانی همچنان موضوع روز است و وضعیت در مجموعه ای از کشورهای دیگر اسلامی نباید تفاوتی با این کشور داشته باشد.    

تسویه حساب راه به جایی نمی برد

مطابق با بررسی های چبل و بعضی مطالعات دیگر، در بسیار کشورهای جهان اسلام هم شکل های سنتی از برده داری و هم انواع جدیدی از نظام ارباب رعیتی و استثمار وحشیانه وجود دارد ـ برای مثال در مورد کارگران کشاورزی و دخترانی که در منازل ثروتمندان کارگری می کنند. بنابراین تردیدی وجود ندارد که برده داری یک مسئله اجتماعی با قدرت انفجاری بالا است که شدیداً نیازمند راه حل می باشد. با این وجود هم مالک چبل و هم دیگر سازمان های حقوق بشری بر روی این نکته تاکید دارند که نباید با این موضوع حساس و پیچیده به شکل ایدئولوژیک برخورد نمود و برده داری « شرقی » را با آن نوع از برده داری که زمانی توسط غرب به انجام می رسید یا با شکل های امروزی « برده داری » در کشورهای صنعتی یک کاسه کرد. آنچه سرنوشت سازتر است مبارزه قاطع بر علیه تمامی شکل های کاراجباری، استثمار جنسی و تجارت انسان است ـ حال در هر کجا که انجام شوند.

در هر حال نمی توان منکر این واقعیت شد که انگیزه برای لغو برده داری از فرهنگ اروپایی برداشته شده بود و نه از فضای داخلی کشورهای اسلامی. بعضی از نویسندگان مسلمان منع برده داری را به عنوان یکی از برجسته ترین کار های بزرگ فرهنگ غربی مورد تاکید قرار می دهند. در فراسوی مناقشه های فرهنگی امروز میان جهان اسلامی و غربی روشن است که فقط و فقط یک رویکرد جهانشمول که حقوق های بنیادین انسان را به طور نامحدود مورد رعایت و احترام قرار دهد مقدور می سازد که برده کردن انسان ها به عنوان یک جنایت بسیار زننده تلقی گردد و یا به عبارتی به عنوان جنایتی علیه تمامی انسان ها.  

 

 Geduldet, verdrängt und beschönigt

13. Oktober 2008, Neue Zürcher Zeitung

 

http://www.nzz.ch/