آمار یک باغ عدن نوظهور: رمانتیک آمریکایی (بخش اول) - باغ مخفی
X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
زمان ثبت : جمعه 8 آذر‌ماه سال 1387 در ساعت 06:42 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : یک باغ عدن نوظهور: رمانتیک آمریکایی (بخش اول)

  

تصویر 61: گیلبرت استوارت. اسکیت باز (تصویر ویلیام گرانت). 1782. رنگ روغن

روی بوم. 5/245 در 6/147 سانتیمتر. گالری ملی هنر واشنگتن.

  

    

نهضت رمانتیک در آمریکا شانه به شانه ی همسان اروپایی اش مسیر طبیعی خود را طی نمود. در اینجا این جنبش توسط نظریه ی تعالی گرایی (Transzendentalismus) امرسون سر ذوق آمد، در واقع نوعی نگرش رازآمیز و وحدت وجودی که به نوشته های رمانتیک های اروپایی متکی بود. اما رمانتیک های آمریکایی نیز به سهم خود بر همتاهای اروپایی خود موثر واقع شدند. مقالات امرسون بسیار خوانده می شد، آنهم در حالیکه داستان های جیمز فنی مور کوپر، ناتانیل هاتهورنس و  ادگار آلن پو تخیلات نویسندگان اروپایی را برمی انگیختند. آمریکا فاقد ساختمان های تزئینی شبه رمانتیک مانند ویرانه ها و قلعه های درهم فروریخته بود، اما در عوض مناطق بسیار گسترده اش به حد وفور ویژگی وحشی بودن طبیعت نخستین را حفظ کرده بود، مکانی که هنوز هم سکونت گاه آرمان رمانتیک ها یعنی انسان های طبیعی یا همان وحشی نجیب بود. برای نقاشانی که صرفاً منظره ها را به عنوان موضوع نقاشی انتخاب می کردند در این سرزمین جدید نمایی از دورنماهای رمانتیک در پهنه ای گسترده و با خانه ای کوچک در گوشه ای از آن دیگر محصولی از تخیلات آنها نبود و به حد کافی وجود داشت. و در دو سوی اقیانوس اطلس، این سرزمین جدید و فاسد نشده برای بسیاری در حکم باغ عدن جلوه گر میشد.

     برای نقاشان رمانتیک سلیقه مخاطبین آمریکایی موقعیتی را بوجود  می آورد که درست نقطه ی مقابل وضعیت مخاطبین کونستابل بود. آمریکایی ها هیچگونه ارزشی برای نقاشی های تاریخی یا اشیاء جالب و استثنایی قائل نبودند، و همچون شهروندان هلند قرن هفدهم میل شدیدی برای چهره نگاری و منظره داشتند. در مناطق مرزی آمریکای مستعمره نشین تعلیم و تربیت والا تقریباً امکان ورود نداشت. از این رو سبک مسلط، هنری مطابق با ذائقه ی مردم و بدون پیچیدگی بود: شباهتی ابتدایی در اجرایی عاری از ظرافت و ترسیمی، صحنه هایی دوبعدی و همچون نقشه برداری ( توپوگرافی ). از آنجا که روابط و موقعیت ها در قرن هژدهم بهبود یافته بود، هنرمندانی چون بنیامین وست و جان سینگلتون کوپلی (1815ـ 1738) توانستند از اروپایی هایی که به قاره ی جدید مهاجرت می کردند و از طریق حکاکی های استادان قدیمی که به این قاره وارد می شد چیز های زیادی بیاموزند. اما آن دو فقط هنگامی توانستند به نقاشانی کارآزموده و سرنشاس تبدیل شوند که ظرافت کاری های نقاشی سبک های اروپایی را از دست اول بیاموزند و هر دو نقاش در همان انگلستان اقامت گزیدند. وست در لندن برای خود کارگاه هنری ترتیب داد که در حکم قبله ای برای هنرمندان آمریکایی گردید و به این ترتیب باعث تکوین مکتب نقاشی آمریکایی گشت، مکتبی که در سنت اروپایی پرورده شده بود. شهرت او در سرزمین خودش و در اروپا زیاد بود. باوجود وفاداری به موضوع استقلال آمریکا، وست به عنوان نقاش صحنه های تاریخی جرج سوم مشغول به کار گردید. در 1972 او به عنوان جانشین رینولدز و به عنوان رئیس آکادمی سلطنتی انتخاب گردید. او گیلبرت استوارت (1828ـ 1755) را که جوانی مستعد بود قانع ساخت تا از لندن دیداری کند. استوارت پس از اقامت در لندن سرانجام به آمریکا بازگشت تا نقاشی هایی با چهره پردازی های ظریف و خیال پردازانه در سبک رینولدز به انجام رساند. آثار جذاب و دلپذیری از او  چون تصویر ویلیام گرانت (تصویر 61) که آن را در آکادمی به معرض نمایش گذارده بود، نقش موثری در جایگزین کردن سبک محلی و ابتدایی با سبک نیرومند رینولدز و کینزبورو بازی کرد.   

 

  

تصویر 62: واشنگتن آلستون، چشم اندازی در نورماه. 1819. رنگ روغن

روی بوم. 61 در 9/88 سانتیمتر. بوستون، موزه هنرهای زیبا.

  

 

     اولین نقاش آمریکایی که هیبت بلند مرتبگی را در نقاشی مورد استفاده قرار داد واشنگتن آلستون بود (1843ـ 1779) که همچون ادگار آلن پو اشتیاق زیادی برای هولناکی و نابهنجاری، یعنی جایگاهی خیال انگیز بین واقعیت و فراواقعیت داشت. در تابلوی « چشم اندازی در نور ماه » (تصویر 62) فضای صحنه ای کاملاً عادی توسط روشنایی غیرعادی، شفاف و سرد نورماه مورد تاکید قرار گرفته بطوریکه احساسی از آرامشی غیرعادی و زیبایی شبح گونه بوجود آمده است. مبالغه در نور ماه احساس رمانتیک را با سهولت بیشتری بیان می کند تا استفاده از نور روز. در این نوع بیان از تجربه ی عمیق آکنده از عواطف شخصی، آلستون به رمانتیسم کاسپار دیوید فردریش نزدیک شده است.