آمار ذهنیات اسلام گرایان بسیار راحتی بخش است - باغ مخفی
X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1387 در ساعت 07:51 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : ذهنیات اسلام گرایان بسیار راحتی بخش است

 گفتگوی اشپیگل آن لاین با افراط گرای سابق جعفر حسین  

 

 j3ncvvzreubbz8o6owc8

 

جعفر حسین پیشتر یکی از افراط گرایان اسلامی در حزب التحریر بود. اکنون او یکی از بسیار اسلام گرایان سابق است که با بنیادی بریتانیایی به نام Quilliam بر علیه افراط گرایی مبارزه می کند. او با اشپیگل آن لاین در باره جهان بینی اسلام گرایان و احساس خوشایند دانای کل بودن آنها به گفت و گو نشسته است.    

 

 اشپیگل آن لاین: آقای حسین، شما کارشناس افراط گرایی اسلامی هستید که یک دلیل آن نیز این است که خودتان زمانی عضوی از آنها بودید. مقامات امنیتی آلمان برآورد می کنند که در حال حاضر حداقل چندین ده نفر اسلام گرایانی با منشأ آلمانی در اردوگاه های اسلام گرایان پاکستان و افغانستان مشغول آموزش دیدن هستند. بعضی از آنها ظرف مدت بسیار کوتاهی به افراط گرایی کشیده می شوند. چه چیز است که باعث می شود مسلمانان کم سن و سال به سازمان های تندروی اسلامی بپیوندند؟

 

حسین: آنها در درجه اول خودشان را با روایت بخصوصی از اسلام و با جهان نگری ویژه ای تطبیق می دهند که به نظر می رسد برای مسلمانان جوان اروپایی بسیار جذابیت دارد. بعضی از آنها دارای این احساس هستند که در جوامع اروپایی که در آن زندگی می کنند به حاشیه رانده شده اند و جامعه غربی آنها را از خود طرد کرده است. از طرف دیگر آنها نمی توانند با نسل والدین خود ارتباطی برقرار کنند. بنابراین در جستجوی چیزی هستند که بتوانند به آن احساس تعلق کنند و غالباً این مفهوم امت اسلامی است ـ یعنی این تصور که تمامی مسلمانان یک جامعه واحد هستند ـ که برای آنها بسیار جاذبه دارد. از اینحا به بعد برای آنها فقط وفاداری شان به این جمع مطرح است و چیز دیگری برای آنها اهمیت ندارد. به این ترتیب در وجود آنها این انگیزه شکل میگیرد که باید کار مفیدی انجام دهند و هنگامی که آنها با تصاویر تکان دهنده از قربانیان مسلمان روبرو می شوند گاهی به این نتیجه گیری می رسند که بالاخره آنها نمی توانند بی تفاوت بمانند. در اینجا باید به یک بعد معنوی نیز توجه شود که به آنها تلقین می کند وظیفه آنها مبارزه است.

 

اشپیگل آن لاین: بعضی از این کسانی که به افراط گرایی کشیده شده اند در زندگی پیشین خود چندان موفقیتی به دست نیاورده بوده اند و حالا با پیوستن به اسلام گرایان افراطی احساس می کنند که به ناگهان از یک بازنده به یک برنده تغییر شکل می دهند.  

 

حسین: بله همین طور است و در کنار آن برای چنین شخصی این احساس که اکنون جزو سرآمدان شده است نیز نقش مهمی بازی می کند. من با افراط گرایان بسیاری ملاقات کرده ام که تمایلی ندارند با کسانی در باره ایده های خود سخن گویند که با این مسائل آشنایی دارند زیرا می دانند که در این بحث شانسی نخواهند داشت. اما ذهنیتی که به آن پیوسته اند اکنون برایشان احساس بسیار مطبوعی ایجاد می کند. آنها اکنون جزو پیشگامانند و همین به زندگی آنها مفهوم تازه ای می بخشد، زیرا به گروهی از دوستان نزدیک تعلق دارند و بخشی از یک شبکه هستند. و این حالت بسیار جذابی است که انسان به ناگهان به این دریافت برسد که فقط اوست که با اطمینان می داند اوضاع از چه قرار است، اوست که یک مسلمان واقعی است و بقیه تحت تاثیر اندیشه های غربی قرار گرفته و فاسد شده اند. چنین شخصی احساس می کند که از والدین خود بیشتر و بهتر می فهمد و بنابراین دیگر دلیلی ندارد که به نصایح آنها گوش دهد.    

 

اشپیگل آن لاین: اما این که کسی کشور خودش را ترک کند و به وزیرستان برود تا به یک گروه تروریستی بپیوندد و آنهم بدون این که امید و انتظاری از بازگشت به زندگی معمولی در غرب نداشته باشد خودش یک مخاطره بزرگ است. در واقع تصمیمی برای تمامی مسیر آینده زندگی؟

 

حسین: این نوع از انسان ها تصور می کنند که دیگر چیز با ارزشی برایشان باقی نمانده که بازگردند. البته دیگرانی هم هستند که خانواده دارند و ترجیح می دهند در غرب زندگی کنند و به عنوان افراط گرایان بدون عمل باقی بمانند.   

 

اشپیگل آن لاین: درست مانند خود شما که زمانی عضوی از سازمان اسلام گرای حزب التحریر بودید؟

 

حسین: از جهتی بله. من یک فعال سیاسی بودم و حزب التحریر از آن این ایده حمایت نمی کرد که ما به جبهه نبرد بپیوندیم.

 

اشپیگل آن لاین: با توجه به تجربه ای که خود شما داشته اید، هنگامی که شخصی ایدئولوژی اسلام گرایان را می پذیرد، چه تغییر و تحولاتی در او پدید می آید؟

 

حسین: چنین شخصی دارای یک اطمینان اخلاقی و سیاسی بخصوصی می شود. برای یک جوان 15 ساله درک مسائل مربوط به ژئوپولیتیک دشوار است. لیکن به ناگهان چنین فردی احساس می کند که همه چیز را می تواند به سهولت درک کند و با خودش می گوید: پس به این دلیل است که همه با ما می جنگند!

 

اشپیگل آن لاین: به افراط گرایی کشیده شدن یک جریان است. این گونه نیست که مثلاً شما روز دوشنبه یک اسلام گرای میانه رو باشید و وقتی صبح سه شنبه از خواب برمی خیزید تبدیل به یک تروریست شده باشید. آیا این امکان وجود دارد که وقتی این جریان به راه افتاده بتوان آن را متوقف ساخت؟

 

حسین: بله، می توان این جریان را متوقف ساخت، البته چنانچه چنین افرادی قبل از آن که خیلی دیر شود در معرض دیدگاه های آلترناتیو قرار داده شوند. یعنی در واقع پیش از آن که فقط با اشخاصی رفت و آمد کنند که برای پرسش هایی که ذهن آنها را به خود مشغول کرده پاسخ های افراطی تدارک ببینند. اساساً چنین اشخاصی در جستجوی پاسخ هایی هستند و غالباً نیز پاسخ های افراطی را قانع کننده تر می یابند، زیرا به نظرشان می رسد که این ها می توانند همه چیز را برایشان توضیح دهند. این دقیقاً همان زمانی است که چنین افرادی نیازمند روبرو شدن با اطلاعاتی هستند که روایت اسلام گرایان را رد می کند. البته در اینجا یک جنبه معنوی نیز مطرح است: باید به آنها نشان داده شود که اسلام اتفاقاً با بیشتر استدلال های آنها مخالف است.

 

اشپیگل آن لاین: به طور کل در جریان کشیده شدن افراد به افراط گرایی نقش آگاهی های دینی چیست؟ برای مثال بسیاری از رهبران جهادی در باره ی ایمان دینی سخنان زیادی می گویند و آنهم بدون این که در علوم دینی آموزش اساسی دیده باشند. حتی در باره ی بن لادن و معاونش ایمن الظواهری نیز همین ادعا صادق است.

 

حسین: این خود دین نیست که الهام بخش جوانان به سوی افراط گرایی می شود. آنها قرآن را نمی خوانند تا سپس بگویند: آه بله، این همان کاری است که من هم باید انجام دهم. بلکه این سیاست است که آنها را به کارهایی که می کنند وامی دارد. البته هرگاه اسلام گرایان از جهان بینی خود سخن گویند، برای توجیه گفته هایشان از کتاب های دینی نیز نقل قول هایی می آورند. به طور کل 90 درصد سخنرانی های آنها سیاسی است و غالباً نیز برای آن که نشان بدهند ادعاهایشان واقعاً مبتنی بر اسلام است چنین ادعا می کنند: قرآن و پیامبر نیز همین را می گویند.   

 

اشپیگل آن لاین: عامل اصلی که باعث شد شما از اسلام گرایی افراطی کناره گیری کنید چه بود؟

 

حسین: حتی هنگامی که من فعال سیاسی در حزب التحریر بودم ذهن بازی داشتم و به این ترتیب می توانستم دیدگاه های مختلف را مورد بررسی قرار دهم. من به طور مستقل در باره ی تاریخ زیاد مطالعه کرده و مسائل سیاسی را نزد خودم تحلیل می کردم و با مسلمانانی که از اندیشه های دیگری حمایت می کردند صحبت می کردم. به این ترتیب به مجموعه متنوعی از اطلاعات دسترسی داشتم که در نهایت باعث شدن به این درک جدید برسم که من هوادار یک برداشت بسیار بسته و کوته بینانه از سلام شده ام. البته بسیاری از جوانان دیگر حاضر نیستند که در یک چنین شرایطی با این قبیل موارد روبرو گردند. در واقع آنها با همان دوستان و حقیقت های جدیدی که پیدا کرده اند احساس راحتی می کنند. 

 

اشپیگل آن لاین: آیا این محدود بودن قرائت دینی که شما هوادار آن بودید باعث دگرگونی در شما شد؟ یا این که با رسیدن به حقایق جدید و اصلاح تاریخ گذشته بود که شما از ادامه راه خود منصرف شدید؟ 

 

حسین: بعضی از آنچه قبلاً به آنها ایمان آورده بودم اساساً اشتباه بودند. اسلام گرایی یک اندیشه جدید است و تحت تاثیر جنبش های اروپایی مانند مارکسیسم و سوسیالیسم بوجود آمده. اسلام گرایان تاریخ مسلمانان را مطابق با ایدئولوژی خود از نو تفسیر می کنند که نتیجه اش تعبیر کاملاً اشتباه گذشته است، مثلاً آنچه در مورد تاریخ امپراتوری عثمانی می گویند. 

 

اشپیگل آن لاین: در بنیاد Quilliam شما در جستجوی یافتن شیوه هایی برای رویارویی با افراط گرایی هستید و برای این منظور از مراجع دینی نیز بهره مند می شوید. می توانید در این باره توضیح بیشتری بدهید؟

 

حسین: ما ابتدا یک موضوع بخصوص را در نظر می گیریم و سپس سعی می کنیم تا یک شخصیت دینی برجسته موضع روشنی در برابر آن اتخاذ کند. مثلاً ما همین را در باره ی بمب گذاران انتحاری انجام دادیم و یا در خصوص این ادعا که معتقد است تمامی مسلمانان باید زیر یک رهبری جمع شوند. ما می خواهیم نشان دهیم که آنچه افراط گرایان تبلیغ می کنند در واقع یک موضع سیاسی بسیار کوته بینانه است که در عین حال تحت تاثیر اندیشه های دینی نیز قرار دارد و باید واقعیت های پنهان آن آشکار شود. هرچند البته خود ما اعتقادی نداریم که همه باید زیر یک ایده ی واحد جایگزین جمع شوند.

 

اشپیگل آن لاین: هنگامی که بنیاد Quilliam در سال 2008 تاسیس شد، آیا وارد شدن در مباحثات عمومی و پیدا کردن گوش های شنوا برای شما به عنوان یک مشاور این نهاد که سابقه ی عضویت در گروه های تندروی اسلامی را داشته دشوار نبود؟ 

 

حسین: اتفاقاً وارد شدن به مباحثه های عمومی بسیار ساده بود. بسیاری در جستجوی یافتن یک صدای اصیل و تازه در این خصوص بودند.

اشپیگل آن لاین: از زمانی که شما این پروژه را آغاز کرده اید، آیا در عمل موفق به قانع ساختن اسلام گرایان افراطی برای جدا شدن از گروه یا ایدئولوژی که به آن وابسته بودند شده اید؟

 

حسین: بله. ما با تک به تک افرادی که از قبل می شناختیم صحبت کرده و موفق شدیم که حدود 30 یا 40 نفر آنها را از این سازمانها جدا کنیم که بعضی از آنها حتی در مقام بالایی نیز قرار داشتند. ما به دفعات نیز سعی کرده ایم که با این گروه ها وارد مباحثات علنی بشویم، هرچند که آنها هرگز چنین پیشنهادی را نپذیرفته اند. با این وجود فکر می کنم که ما در مسیر درستی در حال پیشروی هستیم. آنها بدون تردید دیگر همان خاطر جمعی سابق خود را ندارند. 

 

اشپیگل آن لاین: بنیاد Quilliam یگانه است، حتی خارج از بریتانیا نیز سازمان مشابهی دیده نمی شود. آیا هیچ طرحی برای گسترش آن ندارید؟

 

حسین: در طولانی مدت بله. ما در درجه اول در نظر داریم که در بریتانیا به چنان درجه ای از یک شالوده ی محکم برسیم که بتوانیم به یک الگوی مناسب و مفید تبدیل شویم تا به این ترتیب امکان گسترش ما در اروپا و ایالات متحده آمریکا فراهم گردد.  

 

 

 

http://www.spiegel.de/international/world/0,1518,608075,00.html

http://www.spiegel.de/politik/ausland/0,1518,607466,00.html