آمار آزادی دین یا آزادی بیان؟ - باغ مخفی
X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1388 در ساعت 09:32 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : آزادی دین یا آزادی بیان؟

پتر سینگر

برگردان علی محمد طباطبایی 

 

 

 

ماه گذشته شورای حقوق بشر سازمان ملل قطعنامه ای را به تصویب رساند که « هتک حرمت ادیان » را به عنوان نقض حقوق بشر محکوم می کرد. مطابق با متن این قطعنامه « هتک حرمت ادیان بی احترامی جدی نسبت به شأن و منزلت انسانی » است که به « محدود ساختن آزادی مریدان دینی » می انجامد.

این قطعنامه ابتدا توسط 56 کشور عضو در سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) پیشنهاد شده بود و سپس توسط پاکستان به شورای حقوق بشر تقدیم گردید. هدف این قطعنامه بر اساس اظهارات خود این کشورها در درجه ی اول مقابله با اقداماتی نظیر کاریکاتورهای تحقیر آمیز در باره ی پیامبر اسلام بود که سه سال پیش از این در یک روزنامه ی دانمارکی منتشر شده بودند. 

آلمان با این قطعنامه مخالفت کرد. سخنگویی از کشور آلمان که به نمایندگی از اتحادیه اروپا سخن می گفت مفهوم « هتک حرمت ادیان » را رد کرد زیرا معتقد بود که چنین درخواستی با متن حقوق بشر ناسازگار است. به گفته ی او حقوق بشر متعلق به افراد است و به ادیان یا تشکیلات دیگر تعلق ندارد.  

بسیاری از سازمان های غیر دولتی چه از نوع سکولار یا دینی اش نیز با این قطعنامه مخالف بودند. رونالد لودر که رئیس کنگره ی جهانی یهود است چنین نظر داد که این قطعنامه از دیدگاه سازمان او باعث سست تر کردن « حقوق افراد در بیان دیدگاه های خود » می گردد.

این ادعای او به نظر استدلالی معقول می آید. در حالی که از تلاش برای تحریک و تشویق دیگران در ایجاد نفرت نسبت به مریدان یک دین یا در به راه انداختن خشونت نسبت به آنها می توان به روشی مشروع و منطقی جلوگیری نمود، اما انتقاد از دین به معنای دقیق کلمه شامل چنین محدودیت هایی نباید قرار گیرد.  

البته این قطعنامه ی الزام آور نیست، لیکن چنانچه کشورهای عضو قرار باشد که آن را با تصویب قوانین داخلی به مورد اجرا گذارند، تردیدی وجود ندارد که با آزادی بیان در تعارض قرار خواهد گرفت. اشکال از اینجا آغاز می شود که آنچه تحت « هتک حرمت ادیان » فهمیده می شود خود موضوعی مناقشه برانگیز است.

برای مثال سازمان کنفرانس اسلامی در بیانیه ی خود می گوید « غالباً اسلام را به اشتباه با نقض حقوق بشر و تروریسم مربوط می دانند ». آیا این ارتباط دادن ها اشتباه است؟ چنانچه سازمان کنفرانس اسلامی مایل است برداشت بسیاری از مردم را در این خصوص تغییر دهد که اسلام حقوق بشر را نقض می کند، پس محدود کردن آزادی بیان به هیچ وجه شیوه ی مناسبی برای آن نیست. شیوه ی تغییر دادن این قبیل برداشت ها از اسلام اتفاقاً نشان دادن شواهدی برخلاف آن ادعا ها است و روشن ساختن آن که حقوق بشر ـ به انضمام حقوق زنان ـ در کشورهای اسلامی درست به مانند کشورهای غیر اسلامی رعایت می شود. 

برای نشان دادن این که ارتباط اسلام با تروریسم اشتباه است، سازمان کشورهای اسلامی می توانست به عنوان اولین گام آمار و اطلاعاتی در باره ی وابستگی دینی کسانی منتشر سازد که درگیر فعالیت های تروریستی هستند. برخلاف آن سرکوب کردن آزادی بیان در خصوص کسانی که اسلام را مورد انتقاد قرار می دهند صرفاً باعث ایجاد این سوء ظن می شود که شواهد و استدلال های معقولانه ی آنها را [منتقدین را] نمی توان مورد انکار قرار داد.        

اتفاقاً در همان هفته ای که آلمان و کنگره جهانی یهود این ایده را رد کردند که هتک حرمت ادیان در حکم نقض حقوق بشر است و بر حق آزادی بیان صحه گذاردند، دادگاه عالی آلمان در باره ی قضیه ای به رأی نشسته بود که به شکایت یک سازمان و دو فرد یهودی می پرداخت. رأی دادگاه در نهایت به ضرر یک سازمان حمایت حیوانات آمریکایی شد که نام آن « مردم برای رفتار اخلاقی با حیوانات » بود و مدتی پیش از آن در پوستر های خود تصاویری از قربانیان هولوکاوست را با عکس هایی از حیوانات در مزارع و قاصب خانه های کارخانجات تولید گوشت کنار هم گذارده بود.        

بر بالای آن پوستر چنین عنوانی نوشته شده بود: « برای حیوانات همه ی انسان ها در حکم نازی ها هستند ». این در واقع یکی از جملات مشهور نویسنده ای یهودی و لهستانی تبار به نام آیزاک سینگر بود. مطابق با نظر دادگاه، قوانین کشور آلمان در باره ی آزادی بیان انتشار پوستر تبلیغاتی سازمان حقوق حیوانات (PETA) را مورد تایید قرار نمی داد زیرا به نظر می رسید که سرنوشت قربانیان هولوکاست در این پوستر به ابتذال کشیده شده است و این درواقع عملی بر خلاف شأن و منزلت انسانی بود.

البته استدلال سازمان حقوق حیوانات (PETA) این نبود که سرنوشت قربانیان هولوکاوست مبتذل و بی اهمیت است. برعکس، از هولوکاوست ـ که ما همگی در هولناکی بی حد و اندازه ی آن هم عقیده ایم ـ استفاده می کرد تا همانگونه که آیزاک باشویس سینگر انجام داده بود نشان دهد که میان شیوه ای که نازی ها با یهودیان رفتار می کردند با آنچه ما به سر حیوانات اهلی خود می آوریم شباهت های زیادی وجود دارد. هدفی که PETA از انتشار آن پوستر داشت این بود که بینندگان آن به این نتیجه گیری برسند که نگهداری انبوه حیوانات اهلی و قصابی کردن بعدی آنها به همان اندازه ی ماجرای هولوکاوست هراس انگیز است. در یک جامعه ی باز و آزاد باید امکان بحث و بررسی چنین ادعاهایی فراهم باشد. 

اما بدون توجه به آن که آیا اقدامات تبلیغاتی PETA از ارزشی متناسب برخوردار است یا نه، کسانی که می خواهند در شورای حقوق بشر سازمان ملل از حق آزادی بیان به دفاع برخیزند باید بتوانند به این حقیقت پی برند که ایجاد رنجش و احساس توهین در اثر برخی سخنان نباید دلیلی برای سانسور کردن آنها باشد. اگر  PETA اجازه ندارد که استدلال های خود را به مناسب ترین شیوه ای که خود می داند به اجرا در آورد و آنهم به این دلیل که این تبلیغات باعث ایجاد رنجش در بعضی از انسان ها می شود، از نقد دین نیز می توان با دلایلی مشابه جلوگیری به عمل آورد.   

لیکن چنانچه از طرف دیگر، طرفداران و پیروان یک دین هیچ گونه حقی برای محافظت در برابر انتقاد دیگران از اعتقاداتشان نداشته باشند، در چنین شرایطی حتی در کشوری مانند آلمان قربانیان هولوکاوست و فرزندان آنها (که من خود نیز یکی از آنها هستم) نباید در برابر اقدامات تبلیغاتی محافظت شوند که اگر چه هدف آن تبلیغات ایجاد نفرت یا جریحه دار کردن احساسات نیست، اما می تواند باعث احساسات ناراحت کننده در آنها شود.

 

Freedom of Religion or Freedom of Speech?

by Peter Singer

Project Syndicate, 2009