باغ مخفی

گلچینی از ترجمه های منتشر شده من از سال ۱۳۸۰ تا به امروز در سایت ایران امروز و بعضی نشریات دیگر

باغ مخفی

گلچینی از ترجمه های منتشر شده من از سال ۱۳۸۰ تا به امروز در سایت ایران امروز و بعضی نشریات دیگر

من از مرگ هراسی ندارم

گفتگوی اشپیگل آن لاین با آلکساندر سولژنیتسین

بخش اول

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

 

نویسنده ی برجسته ی روسی و برنده ی جایزه ی نوبل آلکساندر سولژنیتسین در باره ی

تاریخ پرتلاطم روسیه، قرائت پوتین از دموکراسی و شیوه ی برخورد

خودش به مرگ سخن می گوید

 

 

ادامه مطلب ...

ایدئولوژی توسعه

ویلیام ایسترلی

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

ایدئولوژی های شکست خورده ی قرن گذشته به پایان خود رسیدند، لیکن یک ایدئولوژی جدید

برای جانشین شدن آنها سربرآورده است. این ایدئولوژی « توسعه » است که وعده ی

حل تمامی مصیبت های جهان را می دهد. لیکن همچون کمونیسم و

سایر ایدئولوژی ها، توسعه گرایی هم یک اشتباه

خطر ناک و مهلک است

 

 

 

ادامه مطلب ...

مصاحبه اشپیگل آن لاین با پرویز مشرف

برگردان علی محمد طباطبایی

 

                                 

 

  

رئیس جمهور پاکستان پرویز مشرف در یک مصاحبه اختصاصی با اشپیگل در باره ی تئوری های توطئه در باره ی  قتل بی نظیر بوتو، وحشت غرب از افتادن زرادخانه سلاح های هسته ای کشورش به دستان بنیادگرایان دینی و احتمال

 استعفا به گفتگو نشسته است

 

 

ادامه مطلب ...

صف آرایی مومنین

پیر هوی مان

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

ترکیه اسلامی تر می شود. مردم روزه می گیرند، نوشابه های الکلی ناپدید می شود،

زنان حجاب اسلامی به سر می کنند. در پشت سر این ها یک انقلاب اجتماعی

 خود را مخفی کرده است: تازه به دوران رسیده های شهرستانی برای

 به دست گرفتن کامل قدرت آماده می شوند و اربابان سابق

 سکولار در استانبول را به چالش می گیرند.

 

 

 

 

ادامه مطلب ...

آنچه نازی ها از مارکس امانت گرفته اند

لودویگ فون میزس

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

 

نازی ها پولی لوگیزم (1) را خود ابداع نکردند، بلکه صرفاً نوع مخصوص به خودشان را بوجود آوردند. تا اواسط قرن نوزدهم هیچ کس جسارت به زیر سوال بردن این واقعیت را که ساختار منطقی ذهن بشر غیر قابل تغییر است و در میان تمامی انسان ها مشترک به خود نداده بود. تمامی روابط میان انسان ها مبتنی بر پذیرفتن یک ساختار یک شکل و منطقی است. ما فقط به همین خاطر که به چیزی مشترک در میان تمامی انسان ها یعنی به ساختار منطقی خرد متوسل می شویم است که می توانیم با یکدیگر وارد گفتگو شویم. بعضی انسان ها  می توانند عمیق تر اندیشه کنند و افکار خود را پالایش بیشتری ببخشند تا دیگران. انسان هایی وجود دارد که متاسفانه نمی توانند یک جریان استنتاج متشکل از زنجیره ی طولانی استدلال قیاسی را دریابند. اما تا زمانی که انسان قادر به اندیشیدن و تعقیب جریان اندیشه ی استدلالی است، او پیوسته به همان اصول نهایی اندیشه منطقی وابسته می ماند که در تمامی انسان های دیگر نیز به کار بسته می شود.

ادامه مطلب ...

ناچار گزینی درترکیه

امیر طاهری

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

 

در حالی که مبارزات انتخاباتی ترکیه به پایان خود نزدیک می شود، بسیاری از ترک ها بر این باوراند که آنها در بهترین حالت با یک ناچارگزینی روبرو هستند. در ترکیه احتمال زیادی وجود دارد که برای پنج سال دیگر حزب عدالت و توسعه یا AKP همچنان بر قدرت تکیه زند. معنای آن در چنین حالتی پنج سال از تنش در جامعه ای است که به نحوی فزاینده نسبت به هویت سیاسی و فرهنگی خود نامطمئن تر می شود.

از زمانی که AKP چهارسال پیش از این قدرت را به دست گرفت، وظایف خود را به خوبی به انجام رسانده است، در واقع به مراتب بهتر از بیشتر دولت های ترکیه پس از جنگ جهانی دوم. اقتصاد کشور با سرمایه گذاری های مستقیم خارجی در سابقه ای کم نظیر در شکوفایی کامل است و تورم، بلای جان زندگی مردم ترکیه از نسل ها پیش به این سو، بالاخره مهار شده است. حتی بازار کار تا درجه ای بهبود یافته که برای بار اول از دهه ی 1950 ترکیه اعزام تعداد زیادی از کارگران به اروپا و خاورمیانه را متوقف کرده است.

با این حال اکثریت مردم ترکیه، شاید دو سوم از آنها، علاقه ای به رای دادن به AKP  ندارند، زیرا دچار این سوء ظن شده اند که این حزب دارای یک برنامه ی پنهانی است و در حالی که ظاهر سکولار خود را حفظ می کند اما به آهستگی جامعه ترکیه را اسلامی خواهد کرد.

نظرسنجی ها نشان می دهند که AKP با بیشتر از 40 درصد از آرا در صدر قرار دارد. به علت سیستم انتخاباتی بخصوص ترکیه، AKP  می تواند در نهایت دوسوم از کرسی های مجلس ملی را به دست آورد و به این ترتیب تنها مجلس موجود را به تصرف خود درآورد و آنهم فقط با یک سوم از رای ها. با این قسم از اکثریت، حزب حاکم می تواند قانون اساسی را تغییر داده و به این ترتیب دوره تصدی گری خود را طولانی تر کند.

چهار سال پیش AKP با پیروزی در انتخابات با به دست آوردن 34 درصد از رای ها به قدرت رسید. چهار سال از شکوفایی اقتصادی یا طولانی ترین در تاریخ اخیر ترکیه و مجموعه ای از اصلاحات مردمی مانع از آن گردید که مخالفان این حزب بتوانند آن را بالاخره مجبور به حالت تدافعی سازند.

با این وجود بعضی از کسانی که از موافقت خود با AKP  سخن می گویند اعتراف می کنند که آنها نمی توانند مطمئن باشند که این حزب دارای یک برنامه ی پنهانی نیست. این قبیل تردید ها توسط این واقعیت برانگیخته می شود که اغلب 17 گروهی که AKP از آنها تشکیل می شود همراه با بسیاری از رهبران برجسته ی خود دارای تاریخی از رابطه با گروه هایی اسلامی تندرو هستند که برنامه ی آنها احیاء خلافت است و یا تبدیل کردن ترکیه به یک جمهوری اسلامی.

یقیناٌ رهبران AKP همچنان به تکرار این سخن ادامه خواهند داد که آنها خود را به نظام سکولار ترکیه متعهد می دانند و هیچ گونه قصدی برای دخالت دادن دین در سیاست ندارند.  هرچند مخالفان از آن بیم دارند که AKP  شاید گرگی در لباس میش است تا به این ترتیب رقیبان خود را گیج کند و در انتظار لحظه ی مناسبی برای انجام حرکت نهایی و مهلک در کمین نشسته است.

گرچه شواهد اندکی از شرکت AKP در سیاست های دسیسه کارانه وجود دارد، اما در عین حال نشانه های زیادی به چشم می خورد از آن که این حزب مشغول به انجام یک تصفیه ی خاموش از مخالفان سیاسی خود و قرار دادن کادرهایش به جای آنها برای کنترل کامل تشکیلات حکومتی و بخشی از اقتصاد کشور که در کنترل دولت است می باشد. طی چهار سال گذشته بسیاری از قضاتی که عقاید سکولاریستی داشتند بازنشسته شده و یا تنزل مقام داده شده اند و به جای آنها طرفداران AKP قرار گرفته اند. همچنین یک تصفیه آهسته در دستگاه آموزش و پرورش کشور نیز به کار افتاده است و به تعداد نامعلومی از آموزگاران بر چسب « به اندازه ی کافی اسلامی نیست » خورده است و جای آنها افراد نزدیک به حزب قرار داده شده است. یک جایگزینی مشابه از کارکنان در نیروهای نظامی که همیشه به عنوان ضامن جمهوری سکولار عمل کرده اند به جریان افتاده است. تا آنجا که به انتخابات برای پست های کلیدی در بخش عمومی اقتصاد مربوط می گردد، AKP فراتر از مرزهای لطف و مرحمت معمول یا حتی سیاست های عادی مبتنی بر پارتی بازی عمل کرده است.

حزب اعتدال و توسعه همچنین یک شالوده ی تجاری قوی همراه با ایجاد یک طبقه ی جدید از سرمایه گذاران شخصی را بوجود آورده است، کسانی که وابستگی خود به اسلام را تبلیغ نموده و با دست و دل بازی در تامین هزینه های حزب شرکت می کنند.

بیشتر این « ببرهای اسلامی » ادعایی دارایی های عظیم خود را تحت حکومت AKP و به لطف قراردادها و سهیمه های دولتی در تجارت صادارت و واردات به دست آورده اند. جالب توجه آن که در آنکارا در حالی که صندوق بین المللی پول سیاست هایی را تعین می کند که باعث شکوفایی اقتصاد در ترکیه می شود، اما این AKP است که میوه های آن را می چیند.

AKP به کندی اما قطعاً بعضی محدودیت هایی که از 1924 بر علیه آموزش عمومی مسائل دینی در ترکیه به اجرا در آمده بود را کاهش می دهد و همسران چهره های شاخص این حزب روسری های مخصوصی به سر می کنند تا اشتیاق خود را نسبت به ایجاد یک « جامعه اسلامی ناب » نشان دهند.

بعضی ایستگاه های خصوصی تلویزیونی که اجازه ی کار خود را از AKP  دریافت کرده اند به پخش برنامه های فرهنگی می پردازند که دارای پیام دینی پنهانی است و همچنین پخش سریال هایی که به شدت روحیه ی آمریکا ستیزی و یهود ستیزی را تقویت می کند. سریالی با عنوان « دره ی گرگ ها » پزشکان یهودی را نشان می دهد که اعضای بدن مسلمانان را برای فروش به تجار بی وجدان آمریکایی و مرتبط با سازمان سیا می فروشند.

اما مهمتر از همه، مضمون های دینی به شیوه های مختلف و بی سر و صدا وارد به برنامه های درسی مدارس شده است و این در حالی است که دولت فعالیت های دینی را در داخل و خارج کشور با کمک های مالی خود و نقشی که در تجارت بخش دولتی دارد تقویت می کند.

رهبران AKP تمامی این موارد را به عنوان « بدگمانی های بیمارگونه ی سیاسی » مخالفین خود بی اهمیت جلوه می دهند. آنها ادعا می کنند که آنچه به نظر شبیه به یک تصفیه ضد سکولار در دستگاه های دولتی، نظام قضایی، بخش آموزش و پرورش و نیروهای نظامی می آید چیزی بیش از اصلاح آن بی عدالتی که دهه ها « مسلمانان مومن » را مورد بی مهری قرار داده بود نیست.

با این وجود برای بعضی از مردم ترکیه تمامی این ها مانند یک کودتای خزنده بر علیه حکومت به نظر می آید که توسط یک حزب داخلی انجام می شود، جریانی که با حمایت یک سوم از رای دهندگان در تلاش به دست گیری نظارت بر تمامی ارگان های حکومتی است. AKP تصمیم خود را برای تعیین رئیس جمهور بعدی، یعنی کنار زدن یک نظارت کلیدی بر اعمال قدرت توسط خود مخفی نمی کند. با فرض ماندن چهار یا پنج سال دیگر در قدرت، این حزب دارای یک اکثریت در دادگاه عالی نیز خواهد شد، و این در حالی است که افسران طرفدار این حزب مدارج نظامی را برای سلطه کامل بر نیروهای نظامی طی می کنند.       

در حالی که روز رای گیری نزدیک تر می شود، صحبت از یک کودتای دیگر و این بار توسط ارتش دهان به دهان می گردد. علی رغم چهار سال مذاکره، احزاب سکولار نتوانستند برای مخالفت با AKP با یکدیگر متحد شوند. از این رو از 21 حزب در رقابت بعدی فقط دو حزب، یعنی AKP و حزب جمهوری خواه مردم یا CHP که حزبی با گرایش چپ متعادل است احتمال دارد که کرسی های مجلس را به دست آورند.

بسیاری از مردم ترکیه بر این باورند که نیروهای ارتش هر چند ممکن است فعلاً با چنین وضعیتی دست به مخالفت نزنند، اما برای جلوگیری از AKP  در استفاده از اکثریت جدید خود برای کنترل کامل سایر ارگان های دولتی و به ویژه مقام ریاست جمهوری دخالت خواهند کرد.

از 1960 ارتش ترکیه تقریباً هر ده سال دست به یک کودتا زده است، یا برای مهار چپ افراطی و یا متوقف ساختن اسلام گرایان دست راستی از به دست گیری کنترل کشور. یک کودتای جدید می تواند یک مبارزه تند برای قدرت را به راه انداز و اسلام گرایان تندرو را به سوی خشونت بکشاند، حتی به سوی شیوه های تروریستی و البته این آخرین چیزی است که خاورمیانه که هم اکنون غرق در خشونت شده به آن نیازمند می باشد.

فقط با ملایم تر کردن اشتهای خود برای قدرت است که حزب عدالت و توسعه می تواند بدون تحریک برای یک دخالت نظامی جدید زمام امور دولت را همچنان در دست نگه دارد. در حالی که روز رای گیری نزدیک می شود شواهد اندکی وجود دارد که AKP  حاضر به اعمال چنین محدودیتی نسبت به خود است. 

 

  

Hobson's Choice in Turkey

Amir Taheri

http://www.asharq-e.com/

بحران روحانیت

عبدالرحمان الرشید

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

 

روحانیون تا دهه ی 1980 به طور آشکار خود را در گیر سیاست نمی کردند. پیش از این مساجد مکان هایی برای عبادت و به دور از سیاست بودند. البته گاهی روحانیت در نبرد بر علیه امپریالیسم شرکت نموده و بعضی اوقات در مخالفت با وضعیت حاکم سر به مخالفت بر می داشت.

بعضی شاید به احزاب گوناگون سیاسی اسلامی اشاره کنند، موردی که در واقع کمی گیج کننده است. اخوان المسلیمن را می توان به عنوان یک جنبش تلقی نمود ـ مانند ناصری ها، پان عرب ها، ناسیونالیست ها و نهضت های کمونیستی و جریانی که منحصر به روحانیون نیست، بلکه نهضتی است که اعضایش افکار اسلامی را با موضوعات ملی و منطقه ای مرتبط می سازند. میان متفکرین و فعالین در یک حزب سیاسی اسلامی و میان امامان و مبلغان مساجد تفاوتی وجود دارد.

وارد شدن روحانیون در مفهوم شرکت در فعالیت های سیاسی در سطح فعالیت حزبی، تبلیغاتی و نظامی یک پدیده ی نوظهور است که برای بعضی از کسانی جاذبه داشته است که رفت و آمد زیادی به مساجد دارند و این آمد و شد ها سرانجام چنان از حد خارج می شود که دیگر نمی توانند آنها را کنترل کنند: مساجد به مخالفت با جامعه و نظم موجود پرداختند و شورش ها را از فیتسبری پارک لندن تا مسجد سرخ اسلام آباد رهبری کردند. بسیاری از مساجد در جهان عرب، اندونزی، پاکستان و اروپا هدف کسانی قرار گرفتند که افکار افراطی را مورد حمایت قرار می دهند و امامان خود را به مبلغان تکفیر (کسانی که مسلمان های دیگر را به عنوان کافر محسوب می کنند) تبدیل می نمایند و مبلغان خود را به رهبران سرباز گیری و نیایش های خود را به فرصت و موقعیت های مناسبی برای جمع آوری پول جهت تامین هزینه ی فعالیت های نظامی و سیاسی برای پیشبرد اهداف خود.

پلیس بریتانیا یک سال تمام در بیرون از مسجد فیتسبری پارک به تامل پرداخت و نمی دانست با امام این مسجد ابوحمزه المصری چه باید بکند، زیرا مراسم نیایش و موعظه های او تحریک کننده بود و گروه های مسلمانان بالغ تندرو را جذب خود می کرد و با این حال پلیس نمی توانست مانع فعالیت های او گردد، مگر بهانه های قانونی دیگری پیدا کند. سرانجام پلیس مسجد را به گروهی از مسلمان های میانه رو بازگرداند که در واقع نماینده ی اکثریت مومنین مسلمان بودند.

مسجد سرخ در پاکستان نیز موضوعی بسیار حاد است و مظهری است از وضعیت بسیار افراطی تندروها در جامعه ی پاکستان، کشوری که طی ده سال گذشته در آن یک هجوم بی پایان از افراط گرایان به مساجد و مدارس دینی وجود داشته است.

آنچه باعث می شود که مساجد به مجرای ساده ای برای افراط گرایان، فتنه جویان و مخالفان نظم سیاسی تبدیل شود این است که مساجد یکی از مکان هایی است که انسان بالغ که به مسائل جامه خود اهمیت می دهد علاقه ی بیشتری به رفتن به آنجا دارد. بسیاری از موعظه گران مساجد از طرف دیگر دارای یک آشنایی مقدماتی با سیاست هستند و مسائل را فقط سیاه یا سفید می بینند. آنها به سهولت به نام حمایت از برادران مظلوم خود مورد سوء استفاده قرار می گیرند، بدون آن که به سرشت نزاع هایی پی برند که باعث متلاطم شدن منطقه گردیده است و این که چه کسانی در پشت آنها قرار دارند.

در اینجا باید امامان و فعالان سیاسی را از کسانی که در جنبش های اسلامی کار می کنند و از آنها که به توسط آموزش سیاسی وتجربیاتی که در حزب خود داشته اند و دارای آمادگی دائم برای همکاری با تحولات متمایز هستند جدا نمود ـ کسانی که وقتی موضعی افراطی اتخاذ می کنند مواضعشان بر سیاست های به خوبی بررسی شده مبتنی است. بر خلاف آنها امامان مساجد از سیاست سخن می گویند اما چیزی از جغرافیا و تاریخ معاصر نمی دانند. آنها خواهان رویارویی با ایران اند، اما از سازمان های متمایل به ایران حمایت می کنند.

در هر جامعه ای که معتقد به تخصصی شدن است هر فردی قاعدتاً باید خودش را به حوزه ای که در آن تخصص یافته محدود نماید. به این ترتیب پزشک در مطب خود نظرات پزشکی و مربوط به سلامتی بیمار را مطرح می کند، مهندس در دفتر کارش نظر خود را در باره ی ساخت و ساز ها می گوید و روحانی هم نظرش را در باره ی مسائل مربوط به دعا و نیایش. سیاست یک علم است، درست مانند علم حدیث و حقوق اسلامی و مقاماتی که باید به امور سیاسی بپردازند قاعدتاً باید سیاستمدار باشند.    

 

The Clergy Crisis

Abdul Rahman Al-Rashed

http://www.asharq-e.com        

جنایتی در پاکستان

حسن عباس

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

ترور بی نظیر بوتو اولین زنی که در یک کشور اسلامی به بالاترین مقام اجرایی رسید ضربه سهمگینی بر آینده دموکراسی پاکستان و درواقع فاجعه بزرگی برای ادامه تمامیت این کشور است. در حالی که آشوب و سردرگمی همچنان ادامه دارد، نباید سهم رئیس جمهور فعلی پرزیدنت مشرف را در این رویدادها نادیده بگیریم. حد اقل این که نمی توان او را از این جهت که حکومتش نتوانست امنیت کافی برای بوتو فراهم کند عفو نمود.

در عوض این بوتو بود که برای به چالش گرفتن شجاعانه افراط گرایان از هر نوعش ـ از القاعده و طالبان گرفته تا احزاب دینی سیاسی کشور و حتی تندورهای درون نیروهای نظامی ـ جان خود را فدا کرد.

بی نظیر به عنوان وارث ذولفقار علی بوتو، رهبر افسانه ای دموکرات که توسط ژنرال محمد ضیاالحق در 1979 جایگزین گردید به عنوان نمادی از مقاومت در سنین جوانی سربرآورد، اما در دهه 1990 در زندان و سپس در تبعید ضایع شد. میراث ذولفقارعلی بوتو قدرتمند کردن مردم فقیر و دفاع از حقوق مردم معمولی در برابر سیاست های فئودالی حکومت نظامیان بود. اما او به جای آن که در برابر حکومت نظامیان سرخم کند چوبه دار را در آغوش گرفت.

چندین ساعت قبل از به دار آویخته شدنش، بی نظیر اجازه یافت که برای آخرین با با پدر خود ملاقات کند. وی در زندگی نامه خود در همین رابطه می نویسد: « من در سلول مرگ او سوگند خوردم که راه او را ادامه خواهم داد » و باید گفت که بی نظیر حقیقتاً به این وعده ی خود وفا هم کرد.

اولین دوره نخست وزیری او (90 ـ 1988) کوتاه بود و بد سازماندهی شده بود. ژنرال حمید گل رئیس پیشین سازمان ضد جاسوسی پاکستان ISI بعدها اعتراف نمود که او از اتحاد میان احزاب راست سیاسی حمایت مالی به عمل آورد تا آنها مانع رسیدن بوتو به یک اکثریت پارلمانی شوند. از طرف دیگر اطلاعات در باره ی برنامه هسته ای پاکستان و عملیات ISI اصولاً خارج از درسترسی و وظایف او بود.

دوره دوم او در پست نخست وزیری (96 ـ 1993) طولانی تر و بهتر بود اما دولت او به دلیل اتهاماتی در رابطه با فساد مالی و سوء مدیریت دوام زیادی نداشت. در واقع       ترفندهای ISI نیز در این رابطه بی تاثیر نبود. ارتش نیز نسبت به بوتو به علت موقعیت او در مقام یک رهبرسیاسی محبوب که مورد تایید غرب و خواهان صلح با هند بود سوء ظن پیدا کرده بود.

بازگشت بوتو به پاکستان در اکتبر گذشته و پس از تقریباً یک دهه تبعید خود خواسته در حکم یک شروع جدید سیاسی برای او بود. در این بین به علت وجود دیکتاتوری نظامی و فعالیت افراط گرایان دینی در شمال که مجموعاً ترکیب اجتماعی کشور را دچار ویرانی کرده بودند، دگرگونی و تغییراتی بسیاری در پاکستان بوقوع پیوسته بود. یک توافق موقتی با مشرف و در همراهی با حمایت غرب ـ به ویژه از سوی بریتانیا و ایالات متحده ـ بازگشت او را تسهیل نمود. به هنگام ورود مجدد او به پاکستان صدها هزار نفر از مردم این کشور به استقبال او شتافتند، هرچند که تروریست ها نیز با چندین انفجار انتهاری به سهم خود از او استقبال به عمل آوردند.

ارتباط های بوتو با دولت نظامی مشرف انتقادهایی را به دنبال داشت، اما او در این مورد ثابت قدم باقی ماند که بازگشت دموکراسی به پاکستان فقط از طریق تحولی میسر است که طی آن مشرف از مسئولیت نظامی خود کناره گیری کند و به یک رئیس حکومت غیر نظامی تبدیل شود و انتخابات آزاد و منصفانه برگزار گردد.    

بوتو حتی پس از آن که مشرف در 3 نوامبر وضعیت اضطراری را بر کشور تحمیل نمود و بالاترین قضات کشور را از کار برکنار کرد تا انتخاب مجدد خود را مطمئن سازد همچنان به پایداری و استقامت خود ادامه داد، آنچه باعث وحشت و هراس بعضی از نیروهای دموکرات شده بود. در واقع او حتی دیگر رهبران سیاسی مطرح را متقاعد ساخت که در انتخابات 8 ژانویه شرکت کنند، فرصتی که از نظر او موقعیت مناسبی برای به چالش کشیدن نیروهای افراط گرای دینی در عرصه عمومی به حساب می آمد. او از طریق مسافرت به سرتاسر کشور شجاعانه فرصت را غنیمت شمرده و ازیک پاکستان دموکراتیک و کثرت گرا دفاع به عمل آورد و تمامی این ها علی رغم خطرهای جدی که جان او را تهدید می کردند.

انسان می توان بفهمد که چرا افراط گرایان دینی از قبیل القاعده و طالبان علاقه ای به هدف گرفتن بی نظیر بوتو نشان می دادند. در عین حال حکومت نیز ادعا می کرد که غیر ممکن است بتوان فردی را در برابر ترور انتهاری محافظت نمود. لیکن گزارش شده است که بوتو توسط یک تیرانداز ماهر و قبل از آن که تروریست انتهاری بمب خود را منفجر کند به قتل رسیده است. به این ترتیب در چشمان مردم پاکستان و به ویژه حامیان خود او این سازمان پلیس مخفی کشور است که یا به تنهایی و یا با همکاری افراط گرایان دینی تصمیم به از بین بردن او گرفته بود.

چه حکومت در قتل او شرکت داشته باشد یا نه، این واقعیت همچنان به قوت خود باقی است که پاکستان یکی از رهبرانی را از دست داده که شدیداً به او نیازمند بوده است. در حالی که آینده پاکستان همچنان نامعلوم است، کمک و حمایت غرب مهم خواهد بود اما معنای آن تشخیص این واقعیت است که مشرفت تنها رهبری نیست که می تواند مسائل بیشمار پاکستان را حل کند و جنگ با ترور را به پیش برد. برعکس، مشرف با تغذیه فضای فعلی با بی ثباتی و ناپایداری خودش باید به عنوان یکی از بزرگترین معضلات پاکستان شناخته شود.

 

The Making of a Murder in Pakistan by Hassan Abbas.

Project Syndicate Org 2008.