آمار هانا آرنت هنوز هم در اسرائیل مورد تنفر است - باغ مخفی
X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
زمان ثبت : سه‌شنبه 28 اسفند‌ماه سال 1386 در ساعت 10:56 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : هانا آرنت هنوز هم در اسرائیل مورد تنفر است

مصاحبه ی تاگس سایتونگ با خانم ایدیت سرتال

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

 

در مورد هیچ متفکر دیگری تا این اندازه عقاید عمومی مردم اسرائیل به دو قطب

 مخالف تقسیم نشده است، زیرا نقد آرنت در باره ی صهیونیسم اسطوره های

 پیدایی کشور اسرائیل را جریحه دار می کند. با این وجود به باور

خانم سرتال علاقه به هانا آرنت همراه با کمرنگ تر شدن

 صهیونیسم افزایش می یابد

 

تاگس سایتونگ: خانم سرتال، تا به امروز هنوز هم آثار آرنت به زبان عبری ترجمه نشده است و هنوز هم مردم اسرائیل از او متنفرند. دلیل آن را چه می دانید؟

 

سرتال: تنفر زیاد از هانا آرنت پدیده ای است هم جالب توجه و هم شرم آور. زیرا این احساس نفرت در اثر درگیر شدن با آثار او به وجود نیامده است. دلیل آن هم این که اصولاً در اسرائیل هنوز هم کسی آنها را نخوانده است. بنابراین می توان از یک هیستری و بلکه دقیق تر از تقریباً نوعی واکنش بیمارگونه در برابر چیزی به غایت تهدید آمیز و هراس انگیز صحبت کرد که فقط می توان آن را به کمک روش های روان شناختی توضیح داد.

 

تاگس سایتونگ: اخیراً خانمی که پروفسوری مشهور است در تلویزیون اسرائیل شدیداً منقلب شده بود از این که کتاب « نبرد من » به زبان عبری ترجمه شده است و به باور او حالا لابد آثار آرنت هم دیگر باید ترجمه و منتشر شوند. این وازنش ریشه اش در چیست؟ آیا علت آن می تواند در موضع آرنت در برابر صهیونیسم باشد؟

 

سرتال: بله همین گونه است که می گوئید. زیرا این مناقشه ابتدا پس از محاکمه ی آیشمن در 1961 به وجود نیامد، بلکه تاریخ شروع آن به دهه ی 30 باز می گردد. مجادله ی او با گرشوم شولم (Gershom Scholem) که فقدان احساس یگانگی آرنت برای مسئله ی یهود را به باد انتقاد  گرفته بود در این خصوص بسیار شاخص است. آرنت ابتدا در صهیونیسم یک برنامه ی انقلابی را در تاریخ یهود مشاهده می کرد، بازگشتی به تاریخی غیر زمینی و وضعیتی که از خارج به یهودی ها تحمیل نشده بود، بلکه این حالتی بود که آنها از درون آنرا پذیرفته بودند. آنگاه پس از این برنامه ی انقلابی صهیونیسم می آید و آن را وارونه می کند. آرنت شدیداً به آن علاقمند شده بود.

 

تاگس سایتونگ: اما این حالت او تغییر کرد؟

 

سرتال: بله، آرنت به سرعت ویژگی انحصاری صهیونیسم را که بر قوم بنا شده است شناخت و همین طور قدرت نهفته در آن را که با تصور او از یک دولت مدنی کاملاً مغایر بود. اتفاقاً او همین خصلت نظامی گرایانه اسرائیل و وابستگی اش به قدرت های بزرگ خارجی را نمی پذیرفت. زیرا در آنها خیلی زود منبعی برای انفراد فزاینده ی چنین کشوری و تنفر روبه افزایش در منطقه تشخیص داد. یک پروژه ی نظامی وار که در واقع صهیونیسم چیزی هم جز آن نیست و یک پروژه ی مسیحیایی یا همان بازگشت به سرزمین پدری یا سرزمین کهن اسطوره ای و سکنی گزیدن در آن را آرنت به هیچ وجه نمی توانست بپذیرد. مخالفت او با حکومتی مبتنی بر ملیت گرایی و با توقعات انحصار طلبانه ی چنین حکومتی و با سازوکارهای محصور کننده ی کشور در برابر اقلیت های قومی دیگر به طور اجتناب ناپذیری منجر به مجادله ی او با مقامات بالای صهوینیستی می گردید، یعنی با کسانی که اهمیت اصلی را به طور پیوسته بر همان خصلت یهودی بودن کشور اسرائیل قرار می دادند. 

 

تاگس سایتونگ: به باور شما در یک چنین مجادله نقش نقد آرنت از محاکمه ی آیشمن در 1961 چه بود؟

 

سرتال: این نقد او اساساً یک محرک اصلی بر ضد او شد. عصبانیت مردم اسرائیل ازآنجا ناشی می شد که او شوراهای یهود را مورد انتقاد قرار می داد. آرنت البته متوجه بود که شوراهای یهود تحت شرایط ترور مطلق فعالیت کرده و در درجه ی اول در تلاش نجات جان انسان ها بودند. اما او همچنین معتقد بود که آنها به طور ناخواسته به دستگاه نابودسازی نازی ها خدمت می کردند. صهیونیسم سرگردانی قوم یهود را بسیار منفی تر می نگریست، اما محاکمه ی آیشمن می بایست این مجادله با سرگردانی قوم یهود را دوباره تعدیل کند. و در اینجاست که ناگهان سروکله ی یک آواره پیدا می شود، یک زن که صهیونیست نیست و آنچه سرکوب شده است را با دقتی استثنایی و غیر معمول فاش می سازد. این درست بر خلاف اسطوره ی صهیونیسم بود که بر یک دوگانگی میان سوسیالیسم ملیت گرای نازی ها که نماینده بدی بود و صهیونیسم یا نماینده ی نیکی بنا شده بود.

 

تاگس سایتونگ: شما همراه با موشه سوکرمان کتابی در باره ی آرنت منتشر کردید، و اخیراً در تلاویو کنفرانسی در باره ی او برگزار گردیده است. آیا او می رود که برای اولین بار در اسرائیل به یک مد تبدیل شود؟

 

سرتال: کشور اسرائیل در حال حاضر در مسیر یک روند تجزیه به قسمت های جداگانه سیرمی کند. گفتمان  بزرگ ملیت گرا یا قصه پردازی بزرگ صهیونیستی به شیوه ی بن گوریون دیگر وجود ندارد. امروز جامعه ی اسرائیل از بسیار اقلیت های کوچک تشکیل شده است. یک جامعه ی متحد الشکل با فرهنگ همشکل که بر گذشته ی این کشور مبتنی باشد دیگر وجود ندارد. این وضعیت جدید امکان به وجود آمدن تعداد زیاد گفتمان های متفاوت را ایجاد کرده است و همچنین امکان ایجاد آلترناتیو های گوناگون را. افزون بر آنها باید پرسش نسلی را هم در نظر گیریم. دانشجویان من هیچ خورده حسابی با آرنت ندارند.

 

تاگس سایتونگ: آیا می توان از یک رنسانس در باره ی هانا آرنت در اسرائیل سخن گفت؟

 

سرتال: خیر. آرنت در حال حاضر فقط با ذائقه ی گروه های اندگی از مردم اسرائیل سازگار است. اما امروزه در اسرائیل انسان های بسیاری یافت می شوند که از پرسش های آرنت در بررسی انتقادی از قصه پردازی صهیونیستی سود می برند.

 

تاگس سایتونگ: و همچنین در مورد پرسش های قابل توجه آرنت در خصوص شهامت مدنی؟

 

سرتال: بله البته، زیرا هنوز هم در این خصوص در اسرائیل مشکل وجود دارد. به ویژه در شرایط بحرانی فعلی تمامی ملت اسرائیل در کنار ارتش در یک صف قرار دارد و هرکس نغمه ی انتقادآمیزی سر دهد به عنوان خائن به حساب خواهد آمد.

 

تاگس اشپیگل: آیا علت آن این است که اسرائیل خودش را به عنوان یک قربانی می نگرد؟

 

سرتال: بله، توانایی ما در نگریستن خود به عنوان قربانی آنهم در حالی که دست به اقدامات وحشتناک      می زنیم ـ چه در خارج و چه در داخل ـ فقط در شرایط حفظ تصویر پردازی غیر نقادانه، ناخردگرا و اسطوره ای امکان پذیر است. دقیقاً همین مورد بود که آرنت آن را در معرض ساختار شکنی قرار می داد. از این رو تقریباً نمی توان اندیشمندی را یافت که مطالعه ی آثار او برای اسرائیل ضروری تر از آثار آرنت باشد، و بنابراین او مورد تنفر بوده و همچنان خواهد بود.

 

 

Hannah Arendt wird in Israel gehasst.

Die Tageszeitung.  

www.taz.de