آمار آرشیو میتروخین، جلد دوم - باغ مخفی
X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1387 در ساعت 09:32 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : آرشیو میتروخین، جلد دوم

امیر طاهری

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

 

دختر جوان زیبا است و شاه که در دیداری از پاریس دانشجویان ایرانی را به حضور پذیرفته نمی تواند نسبت به او بی توجه بماند. مردی که مسئول دفتر امور دانشجویان ایرانی در خارج است آن دختر را به جلو هدایت می کند و چنان از او تعریف می کند تا شاه را وادارد که در جلوی آن دختر توقفی نماید.

عشق در نگاه اول؟ شاید، و شاید هم خیر. اما چند ماه بعد، آن دختر دانشجو با لبخندی ملیح در مراسمی بسیار باشکوه با شاه ازدواج  می کند تا از آن پس ملکه فرح پهلوی ایران باشد.

اما آنچه نه شاه و نه فرح از آن مطلع بودند آن که « فرصت برخورد و آشنایی » آنها از قبل به دقت توسط سرویس مخفی شوروی یعتی کا گ ب و از طریق یکی از « سرمایه های » آنها، دیپلوماتی ایرانی به نام جهانگیر تفضلی که در آن زمان رئیس دفتر دانشجویانی ایرانی بود طراحی گردیده بود. 

علت آن که کا گ ب فرح را به عنوان همسری برای شاه می خواست این بود که یکی از « خویشان    نزدیک » فرح که به هنگام تحصیل در پاریس به استخدام کا گ ب در آمده بود بر این نظر بود که ملکه ی آینده ی ایران دارای « همدلی شدید کمونیستی » است.

این یکی از افشاگری های جنجالی از کتاب « آرشیو میتروخین، جلد دوم » است، کتابی مبتنی اسناد کا گ ب که واسیلی میتروخین یک تحلیل گر سازمان اطلاعات شوروی که در 1992 به بریتانیا پناهنده گردید آنها را قبلاً به سرقت برده بود. برای مدت بیش از 30 سال وظیفه ی میتروخین طبقه بندی استاد کا گ ب بود. اما پس از چند سالی او این عادت را پیدا کرد که برای خود نیز کپی هایی از آن اسناد تهیه و نگهداری کند. سپس او این کپی ها را به خانه ی ییلاقی خودش در حومه ی مسکو برده و در آنجا مخفی و نگهداری می کرد.

جلد اول از آرشیو میتروخین که توسط سازمان سیا به عنوان « بزرگترین گنجینه ی اسناد سری اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی » توصیف شده است، یک دهه قبل منتشر گردید و به فعالیت های کا گ ب در غرب مربوط می شد. انتشار آن کتاب با فاش ساختن نام تعداد زیادی از مامورین کا گ ب در غرب از جمله مقامات رسمی بالا و روشنفکران مطرح اروپا و آمریکا جنجالی به پا کرد.

جلد دوم این کتاب به عملیات کا گ ب در جهان سوم و به ویژه خاورمیانه می پردازد و مانند جلد قبلی دارای افشاگری های بسیاری است. ما از طریق این کتاب پی می بریم که وادی حداد چهره ی نمادین مقاومت فلسطین از همان ابتدا از حقوق بگیران کا گ ب بوده و هیچ عملیاتی را بدون چراغ سبز مسکو انجام نمی داده است. استخدام حداد به قدری مهم بود که یوری آندروپوف رئیس کا گ ب شخصاً موضوع را به لئونید برژنف منتقل نمود.

ک گ ب همچنین یکی از برادران پرزیدنت حافظ اسعد را به استخدام خود درآورد و برای او اسم رمزی Munzer را انتخاب نمود. از دیگر ماموران ک گ ب یکی هم سامی شرف از نزدیک ترین دستیاران پرزیدنت جمال عبدالناصر بود. « سرمایه » ارزشمند دیگر آنها هانی الحسن رهبر فلسطینی بود که یاسر عرفات او را به عنوان « قابل اطمینان ترین » همکار خود می دانست. آنها همچنین یک مامور تمام وقت ک گ ب را نیز که نام مستعار Gidar داشت برای همکاری با او در نظر گرفته بودند.

میتروخین فاش می سازد که تهاجم تروریستی در المپیک مونیخ که در آن 11 ورزشکار اسرائیلی جان باختند بر خلاف باور رایج توسط خود یاسر عرفات سفارش شده بود و این که این حمله توسط هانی الحسن و نه آن گونه که تصور می شد « عناصر خودسر » فلسطینی تنظیم شده بود.

همچنین از میان کسانی که برای ک گ ب کار می کردند یکی هم از « خویشان نزدیک » امیرعباس هویدا بود، همان هویدایی که برای مدت 12 سال نخست وزیر ایران بود.

بزرگترین موفقیت های به دست آمده ی ک گ ب در الجزیره، مصر، لنبان، سوریه و عراق حاصل شده بود. در بیشتر موارد ماموران مخفی ی آینده توسط پول یا زنان زیبا اغوا می شدند. کسانی که موافقت می کردند که صرفاً به دلایل عقیدتی برای ک گ ب کار کنند معمولاً از اعضای احزاب کمونیستی آن کشورها بودند. بعضی از رهبران این احزاب مانند خالد بکداش سوری و نورالدین کیانوری از حزب توده ی ایران به طور مرتب در لیست حقوق بگیران ک گ ب قرار داشتند. دیگرانی مانند عزیز محمد از عراق گاه و بیگاه به طور بکجا مقادیری دریافت می کردند در حالی که رهبران حزب کمونیست یمن جنوبی از طریق امضای قراردادهای تجاری با اتحاد شوروی و اقمارش به پول می رسیدند.

یکی از قسمت های جالب توجه کتاب به دیکتاتور مخلوع عراق صدام حسین می پردازد، کسی که ابتدا توسط انگلیسی ها پشتیبانی می شد. البته صدام حسین دیکتاتور شوروی یوزف استالین را ستایش می کرد و سعی می نمود که در زندگی او را سرمشق خود قرار دهد. این علاقه ی صدام به استالین بالاخره باعث گردید که ک گ ب نظر او را به طرف خود جلب کند و او را قانع سازد که یک قرار داد صلح و همکاری با مسکو امضا نماید و به نیروی دریایی اتحاد شوروی حق کشتیرانی و لنگر انداختن در بندر ام القصر در بالای خلیج فارس را بدهد.

یکی از کسانی که نقش کلیدی در تمامی این ماجراها داشت ایوگونی پریماکوف یعنی پرسابقه دارترین مامور ک گ ب در جهان عرب بود. این کتاب چنان انباشته از افشاگری های جالب توجه است که در یک نقد و بررسی به تنهایی نمی توان به همه ی آنها پرداخت.

اما ارزش واقعی آن در دو واقعیت نهفته است:

اولی این است که آن اسناد به ما نشان می دهند که در میانه ی دهه ی 1970 اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بخشی از جنگ سرد را در « کشورهای در حال توسعه » برنده شده بود. در میان کشورهای عربی فقط عربستان سعودی، امارات متحده عربی، عمان و مراکش بودند که در « پاکیزه ماندن » از نفوذ ک گ ب در سطوح بالای حکومتی در امان مانده بودند. به استثنای 9 کشور از 77 کشور وابسته به « جنبش عدم تهعد » بقیه رژیم هایی بودند که طرفدار شوروی بودند.

و با این وجود رهبری شوروی عاجز بود از این که با چنین پیروزی به دست آمده، به ویژه پس از عقب نشینی تحقیرآمیز ایالات متحده از ویتنام در 1975 چه کند. اما روند حوادث به همت مردی در مسیری سیر نمود که به ضرر شوروی ها از آب در آمد: وی پرزیدنت انور صادات از مصر بود، کسی که تصمیم گرفت مسیر کشورش را به سوی اردوگاه امریکایی ها تغییر جهت دهد آن هم در زمانی که به نظر می رسید طرف شوروی در حال پیروز شدن در آن رقابت است. تغییر جهت صادات جنبشی را به راه انداخت که حتی هنگامی که نزدیک ترین متحد منطقه ای او شاه ایران توسط ائتلاف اسلام گرایان و کمونیست هایی که هزینه ی آنها از مسکو تامین می شد از قدرت سرنگون گردید، همچنان به حرکت خود ادامه داد. 

واقعیت دوم که باید مورد توجه قرار گیرد بی اعتنایی و تحقیرهایی است که رهبران ارشد شوروی ـ به ویژه آندره گرومیکو وزیر امور خارجه برای مدت 25 سال ـ نسبت به کشورهای جهان سوم روا می داشتند. برای گرومیکو فقط یک قدرت بود که اهمیت داشت، یعنی ایالات متحده آمریکا. تمامی کشورهای دیگر به ویژه کشورهای « جهان سوم » جز سربازانی در صفحه ی شطرنجی به وسعت جهان نبودند، بازی که در اصل و از نظر او میان واشنگتن و موسوکو در حریان بود. در نتیجه خط و مشی شوروی ها در جهان سوم به انضمام ایجاد و سرپرستی ده ها حزب کمونیست یکجا به ک گ ب واگذار گردید و ک گ ب هم با بهره گیری از هر نیرنگ زشتی که به تصور درآید بازی خشن و ناآرامی را به سهم خود به جلو برد.

ک گ ب اطلاعات غلطی به آیت الله روح الله خمینی فقید رد می کرد تا توقیف و اعدام ده ها نفر از افسران ارتش و نیروی هوایی را به اتهام واهی دوستی و همدلی با آمریکا میسر گرداند. ک گ ب همچنین در ایجاد اسناد جعلی که نشان می دادند صادق قطب زاده یکی از نزدیکترین دستیاران آیت الله خمینی در توطعه ای برای قتل او به عنوان بخشی از طرحی با همکاری آمریکا شرکت دارد مسئول بود. آن اطلاعات جعلی از دو کانال ارسال شده بودند: هانی الحسن مرد شماره یک پی ال او درتهران و شمس الدین امیرعلایی سفیر وقت ایران در پاریس که خودش نیز سالها در لیست حقوق بگیران ک گ بود قرار داشت.

بعضی نیرنگ های کثیف ک گ ب دارای پیامدهای غم بار تری هم بودند. ارسال اطلاعات جعلی به دمشق رژیم بعثی را به تیر باران 200 افسر واداشت. و در عراق صدام حسین تعداد نامعلومی انسان را به قتل رساند زیرا مطابق با اطلاعات جعلی ک گ ب آنها ماموران انگلیسی یا آمریکایی بودند.

در تمامی این دوران علی رغم آن که بودجه ی سازمان سیا صد بار بیشتر از بودجه ی ک گ ب بود، اما  ثمره ی کارهایش به مراتب کمتر و بدتر بود. هرچند که سازمان مخفی بریتانیا که با نام SIS  مشهور است در اسناد میتروخین با تحسین مورد تقدیر قرار گرفته است. در حالی که ک گ ب مشغول انجام حقه های کثیف خود در تهران پس از انقلاب بود، بریتانیایی ها نیز مشغول استخدام ولادیمیر کوزیشکین یعنی رئیس ک گ ب در پایتخت ایران بودند.

نا گفته نماند که فرح به زودی ک گ ب را با نشان دادن این که یک « طرفدار پرشور سلطنت » است مایوس نمود. اسناد میتروخین نشان می دهند که همدلی فرضی فرح با کمونیست ها چیزی نبود بیش از لغزش های دوره ی نوجوانی.

 

تاریخ انتشار اولیه شنبه 7 آبان 1384

 

 

 

http://www.asharqalawsat.com/english/news.asp?id=2206&section=8