آمار نظریه داروین بوجود آمدن انسان را توضیح نمی دهد - باغ مخفی
X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : پنج‌شنبه 26 دی‌ماه سال 1387 در ساعت 07:16 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : نظریه داروین بوجود آمدن انسان را توضیح نمی دهد

گفتگوی ولت آن لاین با پروفسور یواخیم باور

برگردان علی محمد طباطبایی 

 

    

 

داروین به این شناخت علمی رسیده بود که تکامل یک جریان تکوینی است و تمامی موجودات دارای یک شجرنامه ی مشترک هستند. با این وجود به باور پروفسور یواخیم باور نظریه ی او بوجود آمدن انسان ها را نمی تواند توضیح دهد. اما تکامل به طور کل چگونه کار می کند؟ ولت آن لاین با او این مطلب را مورد بحث قرار می دهد. 

 

ولت آن لاین: آقای پروفسور، ما در سال 2009 یکصدوپنجاهمین سالگرد نظریه تکامل داروین را جشن می گیریم. به باور شما اهمیت آن تا این اندازه زیاد است؟ 

 

پروفسور باور: بله! داروین به این نکته پی برد که تکامل یک جریان تکوینی است و تمامی موجودات دارای شجرنامه واحدی هستند. ما باید خاطره او را به عنوان یک روشنگر بزرگ گرامی بداریم، زیرا نظریه های علمی او باعث شدند که ما الگوهای دینی و از نظر علمی بی فایده در باره بوجود آمدن موجودات را دوربریزیم. با این وجود لازم است که در بعضی نکته های بسیار مهم که به جریان تکامل مربوط می باشند نظرگاه های داروین را اصلاح کنیم. 

 

ولت آن لاین: مثلاً؟

 

پروفسور باور: یکی از جزم های اصلی نظریه تکاملی داروین این است که پروسه هایی که در مجموعه ویژگی های مادرزادی در درون ژنها (یا همان ژنوم) منجر به تغییرات می شوند پیامد رویدادهای کاملاً اتفاقی هستند. در یک چنین برداشتی گونه های جدید موجودات توسط افزایش دگرگونی هایی که کاملاً به طور اتفاقی و در همراهی با گزینش (Selektion) ایجاد شده اند بوجود می آیند. خود گزینش نیز چیزی نیست جز تغییراتی که به طور اتفاقی بوجود آمده است اما نسبت به تغییرات دیگری که بوجود آمده اما از بین رفته اند با محیط سازگاری بسیار بیشتری داشته. امروزه نظریه ای که بخواهد اساس تغییرات را بر اتفاق صرف قرار دهد دیگر قابل قبول نیست. سلول هایی که ساختمان تمامی موجودات از آنها تشکیل می شود دارای این توانایی است که ساختار مجموعه ویژگی های مادرزادی خود را تغییر دهد. در این حال زمانی که آنها چنین می کنند و روشی که بر اساس آن این کار به انجام می رسد به هیچ وجه اتفاقی نیست. تغییرات در ساختار ژنتیکی موجودات در درجه اول هنگامی انجام می شود که موجودات زنده زیر فشار شدید یک تنش زیست محیطی قرار گرفته باشند. حتی شیوه ای که این تغییرات با آن به انجام می رسند نیز اتفاقی نیست بلکه حکایت از یک پروسه آفرینشگر (kreativ) دارد که بر اساس قواعدی به انجام می رسد که منشأ آنها در نظام زیستی موجودات قرار دارد.  

 

ولت آن لاین: آیا کاربرد واژه ی آفرینشگر در این مورد بخصوص خطرناک نیست؟ آیا نمی توان به این فکر فرو رفت که شما دارید آب به آسیاب طرفداران نظریه آفرینش باوری (Kreationisten) می ریزید؟

 

پروفسور باور: آفرینش باوری مهمل است و با زیست شناسی علمی ناسازگار. خیر، منظور من از واژه آفرینشگر در اینجا نشان دادن فرآیندی است که طی آن چیز تازه ای بوجود می آید. مسئله اصلی در هر فشار روبه جلوی ساختارهای ژنتیکی برای نوسازی که منجر به ایجاد انواع جدید می گردد رونوشت سازی از ژنها است. در این حال از ژنهایی توسط سلول ها رونوشت گیری به عمل می آید که تاکنون از آنها استفاده زیاد به عمل می آمده و نشان داده اند که به مقدار زیاد مفید هستند. هر فشار روبه جلوی تکاملی در ادامه ی خود دارای یک افزایش در مجموعه های ژنتیکی و رشد پیچیدگی ها است.  

 

ولت آن لاین: آیا این فشار های روبه جلوی تکامی در عین حال به عنوان جهش نیز تلقی می گردند؟

 

پروفسور باور: جهش واژه ای است که باعث سوء تفاهم می شود. واقعیت این است که فشار تکاملی ژنوم ها و بوجود آمدن انواع موجودات جدید به لحاظ تکاملی در دوره های نسبتاً کوتاهی به انجام می رسند. تاکنون بر اساس نظریه تکامل داروینی تصور بر این بود که بوجود آمدن و از بین رفتن گونه ها نتیجه متوالی و پیوسته ی جریان های دگرگونی آوری است که اساس آنها همان گزینش است. لیکن در عمل بوجود آمدن و از بین رفتن گونه ها در به اصطلاح فشارهای تکاملی روی می دهد. می بینیم که میان آنها تکامل دارای دوره های طولانی ایستایی (Stasis) است که طی آن گونه ها کاملاً پایدار باقی می مانند. 

 

ولت آن لاین: به هنگامی که فشارهای تکاملی به اجرا در می آیند در ژنوم چه روی می دهد؟

 

پروفسور باور: در ژنوم هر موجودی ابزار ژنتیکی وجود دارد که اصطلاحاً به آنها اجزاء جابجا کننده (Transposable Elements) گفته می شود. هنگامی که سلول ها این اجزا راء که معمولاً تحت کنترل شدید قرار دارند آزاد می گذارد، آنها مانند ابزارها آغاز به فعال شدن می کنند و مجموعه ویژگی های مادرزادی خود را نوسازی می کنند. در اینجا دو مسئله روی می دهد: از یک طرف ژنها از یک نقطه به نقطه ی دیگری تغییر مکان داده می شوند. از طرف دیگر ـ که این مورد مهم تری است ـ از ژنها رونوشت گیری به عمل می آید آنهم در حالی که نسخه های جدید آنها دوباره در ژنوم جای داده می شوند. این علتی است برای آن که چرا تکامل به طور نظام مند در مسیر پیچیدگی بیشتر حرکت کرده است. با نظریه داروین مبنی بر آن که تغییرات بر حسب اتفاق و سپس به کمک گزینش به جلو می روند نمی توان تکامل نظام مند به سوی موجودات زیست شناختی همواره پیچیده تر را توضیح داد.   

 

ولت آن لاین: وقتی قرار است که ژنوم خودش و به طور هدفمند دست به نوسازی بزند می توان ادعا کرد: دست آفریدگار جهان از درون آستین ژنوم ها بیرون می آید.

 

پروفسور باور: دانشمندان علوم طبیعی فقط و فقط در توضیح خردمندانه پدیده های طبیعت ذیصلاح هستند. آنها در خصوص پرسش های مربوط به خداوند و به کمک روش های علمی خودشان نمی می توانند دلایلی موافقی بیاورند و نه مخالف. و برعکس، مفاهیمی مانند آفرینش باوری و یا « آفرینش هوشمند » (Intelligent Design) نمی توانند بخشی از یک زیست شناسی مبتنی بر علم باشند. مجادله های ضددینی مانند آنچه ریچارد داوکینز می گوید نه با علم قابل اثباتند و نه مفید.

 

ولت آن لاین: تاچه اندازه موجوداتی که تحت تاثیر فشارهای تکاملی بوجود می آیند توانایی ادامه زندگی را دارند؟

 

پروفسور باور: بیشتر تازه بوجود آمده ها معمولاً از همان ابتدا مرده به دنیا می آیند، به عبارتی نه توان زندگی دارند و نه تکثیر. بنابراین گزینش (Selektion) یک واقعیت باقی می ماند، هرچند در مفهومی متفاوت از آنچه داروین می پنداشت. در نظر او گزینش در حالی که از میان دگرگونی های به طور اتفاقی ایجاد شده دست به انتخاب می زند در مقام اصلی ترین بخش هدایت برای ایجاد گونه های جدید قرار دارد. لیکن از طریق موتاتسیون ها و گزینش های اتفاقی حتی یک نوع از موجودات هم تاکنون بوجود نیامده. برخلاف آن نظام های زنده در چارچوب فشارهای آفرینشگر پیوسته چیزهای تازه ای آماده می سازند که از میان آنها گزینش می تواند دست به انتخاب زند.   

 

ولت آن لاین: هنگامی که ابزارهای ژنتیکی وارد عمل می شوند تا مجموعه ویژگی های مادرزادی را تغییر دهند نقش عامل تصادف در این میان چیست؟

 

پروفسور باور: این نقش به طور کامل در جریان است، هرچند به شکلی متفاوت از تصورات داروین. نظام های زیست شناختی در واقع با حادثه آکروبات بازی می کنند و آن را به طور کاملاً هدفمند در نظر می گیرند: در نواحی معینی از مجموعه ویژگی های مادرزادی از موتاتسیون های اتفاقی به طور فعال جلوگیری می شود و در نواحی دیگر برعکس به طور گزینشی به آنها اجازه فعال شدن داده می شود. به طور خلاصه: هنگامی که سلول ها فشار روبه جلوی ساختارهای ژنتیکی برای نوسازی را فعال می کنند و سپس از ژنها نسخه برداری می شود، آنگاه ژنهای اصلی و نخستین که به عنوان الگو و نمونه برای نسخه برداری مورد استفاده قرار گرفته بودند، در ادامه مسیر از هرگونه موتاتسیون منع می شوند. به عبارت دیگر سلول ها « موجودی آهنین » خود را برای آینده حفظ و حراست می کنند. این دلیلی است برای آن که چرا در مجموعه ویژگی های ژنتیکی موجودات زنده یعنی در ژنوم ها ـ حتی در تک سلولی ها ـ صدها ژن وجود دارد. برخلاف آن، رونوشت های گرفته شده برای موتاتسیوین های احتمالی آزاد گذارده می شوند به طوری که توسط تغییرات اتفاقی می تواند چیزهای نوظهور بوجود آید. بنابراین سلول ها می توانند در این که در کدام نواحی و چه هنگام اتفاق ها روی بدهند نقش تعین کننده داشته باشند. شیوه ی عمل تکامل به این ترتیب است: حفاظت وحراست فعالانه و هم زمان فراهم آوردن امکان تغییرات گزینشی.    

 

ولت آن لاین: بنابراین آیا این امکان وجود دارد که از انسان های هوموساپین امروزی انواع تازه ای تکامل یابد؟

 

پروفسور باور: در طولانی مدت البته. اما در هر حال ماشه ی به راه انداختن تغییرات جدید در ساختارهای ژنتیکی تغییرات ایجاد شده در محیط زیست است. هنگامی که در محیطهای زیستی به دلایلی تنش های جدی و مداوم ایجاد شود، چه این ها از طرف انسان ها ایجاد شوند و یا به طور طبیعی، می تواند به انقراض نسل انسان بینجامد و یا به جای آن می تواند ژنها را به رفتن در مسیر تکاملی وادار سازد. اما در هرحال به عقیده من نباید چنین خطری را پذیرا شویم.

 

ولت آن لاین: فرض کنیم که بالاخره روزی به چنین وضعیتی برسیم. از چه نقطه ای می توان گفت که یک گونه جدید از انسان ها بوجود آمده؟

 

پروفسور باور: ارنست میر (Ernst Meyer) مشهور که یک زیست شناسی تکاملی بود گونه ها را به عنوان مجموعه های زادوولد می نامید. هرچند باید یادآوری شود که تکامل همیشه مطابق با برنامه ی از پیش تنظیم شده رفتار نکرده است، زیرا مواردی پیش آمده که در آن موجوداتی که هرکدام به گونه متفاوتی متعلق بوده اند باهم آمیزش کرده اند. مثلاً حدس زده می شود که پیشینیان انسان به طوری که قابل اثبات نیز می باشد با شمپانزه ها آمیزش کرده اند.

 

ولت آن لاین: و با نئاندرتال ها؟

 

پروفسور باور: می توانسته چنین باشد. هرچند تا آنجا که می دانم هنوز به اثبات نرسیده.

 

ولت آن لاین: اگر گونه ها مجموعه های زادوولد هستند، پس در یک جهان گلوبال که زیر فشار آمیزشی فراگیر قرار دارد دیگر امکان بوجود آمدن گونه جدیدی از انسان نمی تواند مطرح باشد. به دشواری می توان تصور نمود که در نقطه ای از چنین جهانی زادوولد از طریق جنسی دیگر ممکن نباشد.

 

پروفسور باور: اتفاقاً چنین امکانی می تواند وجود داشته باشد: چنانچه در محیط زیست عامل تنش زای قوی ایجاد شود که باعث گردد موجودات منفرد بسیاری از یک نوع (Variante) جدیدی از انسان ظاهر شود و چنانچه این ها فقط میان خودشان آمیزش جنسی کنند.

 

ولت آن لاین: هنگامی که ژنوم می تواند تحت تاثیر عوامل خارجی به طور فعال خود را تکامل بخشد، آیا نمی توان ادعا کرد که دوباره به نوعی نظریه ی لامارک خودنمایی می کند که مطابق با آن تجربه می تواند مجموعه ویژگی های ارثی را تغییر دهد؟ 

آنگونه که لامارک قضیه را برای خود تصور می کرد یقیناً نمی تواند باشد. هرچند عوامل محیط زیست می توانند از طریق به اصطلاح سازوکارهای اپیژنتیکی (پس زایشی) قابلیت روخوانی از ژن ها را در طولانی مدت تحت تاثیر قرار دهند. تغییرات اپیژنتیکی می توانند در موارد خاصی حتی به نسل های بعدی از طریق ژنها منتقل شوند. هرچند در خصوص تکوین موجودات زنده، فشارهایی که تحت تاثیر عوامل خارجی باعث جلوتر رفتن تکامل می شوند نقش اصلی را به عهده دارند. از آنجا که در رونوشت گیری ژنها همان ژنهایی به طور ویژه مورد توجه قرار می گیرند که تا آن لحظه به طور فعال مورد استفاده بوده اند، نوعی « لامارکیسم در مقیاس ژنها » وارد عمل می شود. چنانچه مثلاً در انسان ها ژنهای مغز به شکل ویژه ای مورد تقاضا باشند ـ در صورتی که قرار باشد فشار محیط زیستی برروی ژنها را تجربه کنیم ـ در آینده احتمال بسیاری وجود دارد که با رشد پیچیدگی در سلسله اعصاب روبرو شویم. 

 

ولت آن لاین: در مجموعه ویژگی های ارثی انسان آن بخش هایی که تاکنون به عنوان Junk-DNA و یا به عبارتی « دی ان ای های زباله » مشخص شده اند چه اهمیتی دارند؟

 

پروفسور باور: پس از به نظم و ترتیب درآوردن کامل ژنوم انسانی نشان داده شد که از میان حدوداً 23 هزار ژنی که پروتئین ها را کدبندی می کنند فقط 2/1 درصد تمامی دی ان ای را تشکیل می دهند. بقیه 8/98 درصد از بعضی « دی انی ای های زباله » تشکیل می شود. حتی بعضی از زیست شناسان جامعه شناختی براین عقیده بودند که بالاخره توانسته اند دلیلی برای اثبات ژنهای « خودخواه » که آنهمه دنبالش بودند پیدا کنند. اما در عمل این گونه است که بیش از 40 درصد تمامی مجموعه ویژگی های ارثی انسان از اجزاء قابل جابجایی تشکیل می شود. یعنی درواقع از ابزارهای ژنتیکی که سلول ها به کمک آنها ژنوم های خود را نوسازی می کنند و می توانند ادامه تکامل آنها را عملی سازند. اما آن 45 درصد بقیه ژنوم به هیچ وجه دی ان ای های زباله نیستند بلکه برای تولید انواع تغییر شکل یافته ار ان ای (RNA-Varianten) ویژه بکار می روند که در جریان های متفاوت تنظیمی سلول نقش مهمی به عهده دارند.     

 

ولت آن لاین: در ریاضیات به اصطلاح الگوریتم های ژنتیکی با موفقیت برای حل آنچه به آن Optimierungsproblemen می گویند (که منظور از آن مسئله ی یافتن بهترین راه حل از میان تمامی راه حل های ممکن است. مترجم.) بکار گرفته می شوند که بر الگوی تکامل داروینی موتاتسیون و سلکسیون (گزینش) مبتنی هستند. با این تصویر جدیدتر و دقیقتر تکاملی آیا این الگوریتم های ریاضی می توانند بهبود قابل توجه یابند؟

 

پروفسور باور: یقیناً. الگوریتم های ریاضی که بر تغییرات کاملاً اتفاقی و سلکسیون بعدی مبتنی هستند نمی توانند در شکلی نظام مند همواره بوجود آمدن سیستم های پیچیده تری را میسر سازند. دستورالعمل موفقیت آمیزی که اکنون بدست آمده و می تواند در موارد دیگری نیز بکار رود را می توان این گونه خلاصه کرد: از آنچه از بوته آزمایش موفق بیرون آمده فعالانه حفظ و حراست شود، از آنها رونوشت گیری به عمل آید و رونوشت ها به طور گزینشی تغییر یابند. زندگی و ادامه آن بر روی سیاره ما از آن رو قرین موفقیت گردید که نظام های زیست شناختی توانستند با تهدیدهای پیاپی و سهمگین برای نابودی هربار از نو و با توان تکاملی پویای خود مقابله کنند. یا به عبارت دیگر حفاظت وحراست فعالانه و هم زمان فراهم آوردن امکان تغییرات گزینشی.