آمار مدخلی در باب آزادی برای توهین - باغ مخفی
X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1388 در ساعت 09:34 ب.ظ
نویسنده : علی محمد طباطبایی
عنوان : مدخلی در باب آزادی برای توهین

نگاهی به کتابی از فیلسوف معاصر نایجل واربرتون

جرمی لوت

برگردان علی محمد طباطبایی 

 

 

   

در 1999 موزه هنر بروکلین نقاشی بحث انگیزی را به نمایش گذارد که اثری از هنرمند بریتانیایی و نیجریه ای تبار کریس اوفیلی بود. عنوانی که برای این اثر انتخاب شده بود حکایت از آن داشت که می بایست تصویری از مریم باکره باشد. در واقع بدون کمک این عنوان به دشواری ممکن بود که بیننده به چنین برداشتی برسد. تابلوی « مریم باکره مقدس » برگردانی کاریکاتوریستی از زنی آفریقایی است، با بینی بزرگ، لب های پهن، نگاهی تهی، با چشمانی تقریباً خمار و در حالی که سینه ی چپش از لباس بیرون افتاده است. چنانچه تبار آقای اوفیلی نیجریایی نبود این امکان وجود داشت که بعضی منتقدین ـ و من تاکید می کنم این امکان وجود داشت ـ که این کاریکاتور زشت و زمخت او را به نژادپرستی متهم کنند.     

این تصویر از مواد گوناگونی ساخته شده بود، از جمله ی آنها رنگ نقاشی، پهن فیل و بخش های قیچی شده از عکس های مجله های سکسی که بیشتر از قسمت باسن تشکیل می شدند. تکه پاره های قیچی شده و بسیار زننده شبیه به صلیب بودند، چیزی میان گلبرگ های یک گل و پروانه و این باعث می گردید که نقاشی حالت عجیب تری به خود گیرد، و البته نه چندان خوشایند. 

در این خصوص اعتراضات هنری همان اندازه باید مورد تاکید قرار گیرند که مخالفت های دینی، اگر چه تعداد بسیار کمی از منتقدین در چنین مخالفتی شرکت کردند. (هنگامی که آقای اوفیلی جایزه ی ترنر را ربود، تصویرگری به نام ری هاچینس یک چرخ دستی پر از کود حیوانی را بر روی پله های ساختما گالری تیت در لندن خالی کرد ودر وسط آن کپه نوشته ای را نصب نمود که رویش آمده بود « هنر مدرن یعنی یک عالمه . . . ».   

هنگامی که شهردار وقت جولیانی برای بازدید نمایشگاه وارد شد مسئله پهن فیل تشدید گردید. از نظر او این نمایشگاه تحریک عمدی کاتولیک های شهر محسوب می شد، بنابراین تهدید کرد که از پرداخت هفت میلیون دلار کمک نقدی به موزه خوداری خواهد کرد. 

 علی رغم آن که آقای جولیانی تلاشی برای ممنوع ساختن آن نقاشی از به نمایش درآمدن در گالری هایی که کمک مالی دریافت نمی کردند به خرج نداد و سرانجام تمامی کمک های مالی مربوطه را پرداخت کرد اما با این حال وکلای آقای اوفیلی به سرعت به بهانه ی اجرای سانسور سروصدا به راه انداختند. نقطه نظر آنها این بود که دولت به نحو فعالی تلاش می کند تا مانع از به نمایش درآمدن یک تابلوی نقاشی شود، لیکن اندیشه آنها در این باره که چرا این یک تابلوی بدی است روشن نیست. 

همانگونه که نایجل واربرتون در کتاب جدیدش « پیش درآمدی بسیار کوتاه بر آزادی بیان » می نویسد « بسیاری در جهان هنر از تلاش برای سانسور کردن هنر بیزارند. ادعای آنها این است که هنر باید از این گونه انتقادها آزاد باشد ». آن ادعا می تواند بی پایه و اساس باشد مگر آن که وسعت داده شود، زیرا  در یک جامعه متمدن آزادی برای توهین به دیگران باید مورد حراست قرار گیرد، لیکن این دلیل قابل قبولی نیست که چون موضوع مورد بحث ما هنر است پس باید آن را مورد ویژه ای بدانیم و آن را از تیغ سانسور در امان داریم.

نکته اصلی در کتاب کوتاه آقای واربرتون نیز دفاع از گستراندن بحث « آزادی برای توهین » است. « آزادی بیان » در واقع دویستمین بخش از مجموعه کتاب های کوتاه و مختصر انتشارات آکسفورد است. این کتاب با قطع استاندارد مجموعه مطابقت دارد، اما برخلاف بیشتر بخش های دیگر منتشر شده آن مجموعه، با یک استدلال آغاز می شود. آقای واربرتون که مدرس فلسفه در اوپن یونیورسیتی است در ابتدای کتاب نقل قول مشهوری از ولتر را آورده است: « از آنچه شما می گویید بی زارم اما جان خود را برای برخوردارشدن از حق گفتن همین عقیده ای که دارید فدا می کنم ». او می خواهد با این نقل قول بگوید که: « آزادی بیان آنقدر ارزشمند است که دفاع از آن حتی وقتی موضوع بر سر گفتاری است که از آن بیزارید لازم است ».  

اما چنین عقیده ای همیشه گرایشی مناقشه آمیز بوده است. انسان ها در مجموع خواهان آزادی بیان برای خودشان هستند. گوش دادن به سخن دیگری موضوع دیگری است و آنهم به دلایلی موجه: مردم اغلب موذی، کودن، یکنواخت، نفرت انگیز، خشک مغز، مبتذل و خودخواه اند. در بیشتر دموکراسی های جاافتاده، پس از کشمکش های بسیار ما تازه توانسته ایم که ترکیب درستی از تساهل و اقدامات ایمنی ایجاد کنیم که به کمک آنها یک شهروند می تواند بدون هراس زیاد از سانسور حکومت یا هراس از خشونت عوام عقاید خود را بیان کند.  

اما حتی در جوامع متمدنی که آقای واربرتون در آن زندگی می کند استثناهایی وجود دارد.

موضوعات مربوط به دین، نژاد یا جنسیت می تواند موجب طغیان مخالفت و اعتراض شود. و اگر چنین موردی در تصاویر یا فیلم بیان شود، آن حداقل خویشتن داری دموکراتیک اغلب به پایان می رسد. تصویری که در کتاب « آزادی بیان » منتشر شده تظاهراتی را در جلوی محوطه سفارت دانمارک در لندن در سال 2006 نشان می دهد. در این عکس یک نفر را مشاهده می کنیم که در بالای سر مردی که بلندگویی در دست دارد شعاری را بلند کرده است و روی آن نوشته شده: « به جهنم با آزادی بیان ».       

آن آزادی که مسلمانان بریتانیا بر علیه آن تظاهرات می کردند همان حق روزنامه ی دانمارکی یولیاندس پوستن در منتشر ساختن کاریکاتورهایی بود که با پیامبر اسلام شوخی می کرد. به نوشته ی آقای واربرتون انتشار آن کاریکاتورها به « تظاهرات سرتاسری در جهان » منجر گردید که طی آنها چندین سفارت دانمارک به آتش کشیده شد و به « مرگ تعداد زیادی انسان حتی شاید بیش از یکصد نفر » انجامید. چرا باید به انتشار چنین چیزهایی اجازه داده شود آنهم اگر قرار است که منجر به تمامی آن مواردی بشود که شد؟

کتاب « آزادی بیان » برای به دست آوردن توجیه کافی جهت آزادی انسان در انجام بحث و بیان به مقدار بسیار به کتابی از فیلسوف مشهور جان استوارت میل که به سال 1859 منتشر شده بود تکیه می کند. استدلال های میل به سه گزاره خلاصه می شود. اول آن که حقیقت بسیار مهم است و از آن نمی توان گذشت. دوم، بهترین شیوه برای نائل شده به حقیقت اجازه دادن به مبارزه ی باز و جدی میان اندیشه ها است. میل این قضیه را به بازار تشبیه می کند، اگرچه به نظر می رسد که به سمینارهای دانشگاهی شباهت بیشتری داشته باشد. و سوم، تنها توجیه برای دولت نظارت بر مردم در جلوگیری از خشونت نسبت به یکدیگر است ـ و یا هنگامی که بعضی ها دانسته دیگران را به انجام اعمال خشونت آمیز تحریک می کنند.    

میل آزادی بیان را بسیار ارزشمند می دانست زیرا به باور او سعادت جامعه را به حداکثرمی رساند. بسیاری از اندیشمندان پس از میل خاطر نشان ساخته اند که این حساب سودگرایانه (utilitarian) او حقیقتاً درست از آب در نمی آید. آزادی بیان شاید انسان ها را به حقیقت رهنمون گرداند، اما این احتمال هم هست که آنها را به مسیر دیگری بکشاند. سرانجام آن که آزادی بیان ـ همراه با حق ضمنی و کم طرفدارش در بیان سخنان توهین آمیز ـ مهم است زیرا آزادی مهم است.

 

 

http://washingtontimes.com/news/2009/may/01/freedom-to-offend/print/